مهتاب صفری نویسندهای برجسته و تحلیلگر مالی است که با 3 سال سابقه و تجربه به عنوان نویسنده متخصص در حوزههای اقتصادی، بازارهای مالی، ترید و نوآوریهای تکنولوژیک است. او با علاقه به مفاهیم مرتبط با بازارهای مالی و ترید توانسته است با سادهسازی اطلاعات تخصصی، مفاهیم بهروز و کاربردی را به زبانی ساده و قابلفهم برای مخاطبان ارائه دهد و به نحوی محتوای آموزشی و مقالات تخصصی برای اوپوفایننس تولید میکند که به معاملهگران کمک میکند تصمیمات هوشمندانهتری بگیرند و در بازارهای مالی و دنیای معاملات عملکرد بهتری داشته باشند و موفقتر عمل کنند. مقالات مهتاب، با تکیه بر دانش عملی و تخصصی او، در قالب محتوایی جذاب و کاربردی به مخاطبان اپوفاینس ارائه می شود تا آنها بتوانند بهراحتی از دانش تخصصی او در تصمیمگیریهای مالی خود بهرهمند شوند
در دنیای فارکس، برگ برنده در دستان تریدرهایی است که بهخوبی با پیچیدگیهای این بازار آشنایی دارند و میدانند که در صورت روبهروشدن با هر موقعیت جدید چطور به شکلی انعطافپذیر و با سرعت دست به تصمیم بزنند. این بازار پویا که در آن قیمت داراییها بسیار سریع تغییر میکند، موقعیتهایی را به وجود میآورد که گاهی چالشبرانگیز میشوند. ریکوتیکی از همان موقعیتها است. در واقع، ریکوت یکی از انواع اصطلاحات فارکس بهشمار میرود که میتواند روی ورود بهموقع در معاملهها تاثیر منفی بگذارد. در این مقاله از مجله اپوفایننس بهترین بروکر برای ایرانیان میخواهیم شما را با مفهوم ریکوت در فارکس، علتهای ایجاد آن، ارتباط آن با انواع خبرهای فارکس، روش جلوگیری از بروز ریکوت هنگام معاملهها و مدیریت موقعیتهایی که با این موضوع روبهرو میشوید، آشنا کنیم. با ما همراه باشید.
ریکوت در فارکس چیست؟
ریکوت (Requote) در فارکس به وضعیتی گفته میشود که در آن بنا به دلایل مختلف، هنگام اجرای معامله توسط بروکر، نرخ معامله دچار تغییر میگردد. زمانی که چنین اتفاقی میافتد، کارگزار فارکس نمیتواند معامله را با قیمت قبلی انجام دهد. بههمین دلیل، نرخ جدید را به تریدر پیشنهاد میدهد و اگر او با انجام معامله در این نرخ موافق بود، معامله انجام میگیرد. باتوجهبه معامله فروش یا خرید و میزان تفاوت قیمت جدید، این نرخ میتواند به سود یا ضرر تریدر تمام شود. گفتنی است که برخی از بروکرها از ترفند تغییر نرخ قیمت برای جلوگیری از خطراتی که نوسان شدید قیمت در بازههای خاصی از زمان ایجاد میکند، کمک میگیرند. میتوانید برای درک بهتر این موضوع، آن را نوعی معامله بر سر قیمت نهایی هم در نظر بگیرید.
ریکوت در فارکس به وضعیتی اشاره دارد که در آن بنا به دلایل مختلف، هنگام اجرای معامله توسط بروکر، نرخ معامله دچار تغییر میگردد.
دلیل بروز ریکوت در فارکس چیست؟
ریکوت در فارکس، زمانی رخ میدهد که نرخ مبادله یک جفتارز بهاندازهای سریع تغییر کند که قیمت موردنظر تریدر برای ورود به معامله منسوخ شود. این یعنی بازار در نوسان بسیار زیادی قرار دارد و قیمتها با سرعتی بالا در حال تغییر هستند. معمولا چنین شرایطی در زمان انتشار انواع خبرهای فارکس رخ میدهد. بنابراین، اگر به ترید اخبار در فارکس علاقهمند باشید، بهاحتمال زیاد با ریکوت روبهرو میشوید. البته یک مورد دیگر هم وجود دارد و آن مربوط به زمانی است که شما معامله خود را با حجم بزرگی باز میکنید.
این مورد را در نظر داشته باشید که ریکوت در بروکرهای مارکت میکر رخ میدهد. در این بروکرها شما بهطور مستقیم با بازار اصلی معامله نمیکنید، بلکه ابتدا به بروکر میفروشید یا از بروکر میخرید. بههمین دلیل، سود شما ضرر آن بروکر است و هنگامی که شما دچار ضرر میشوید، او سود میکند. بنابراین، طبیعی است که با ایجاد ریکوت، جلوی معاملههایی که سودآوری زیادی را برای شما دارند بگیرد.
در زمان ریکوت باید چه کنیم؟
هنگامی که با ریکوت در فارکس روبهرو میشوید، قبل از هر چیز، آرامش خود را حفظ کرده و صبور باشید. سعی کنید همزمان با تغییرات بازار، رویکردهای معاملاتی خود را تغییر داده و انعطافپذیریتان را بالا ببرید. نکته دیگر اینکه حتما از تکنیکهای مدیریت سرمایه، مدیریت ریسک و استاپلاس برای معامله در شرایط امنتر کمک بگیرید و همیشه هدف اول خود را روی حفظ اصل سرمایه بگذارید.
از این گذشته، باید در موضوع مدیریت نسبت ریسک به ریوارد در معاملات خود حرفهای عمل کنید. برایآنکه بتوانید به یک تریدر سودده تبدیل شوید، نباید نسبت ریسک به ریوارد در معاملات شما از یکبهیک کمتر باشد. نکته آخر اینکه باید توانایی مدیریت احساسات خودتان را داشته باشید و به برنامههای معاملاتیتان پایبند بمانید.
دریافت ریکوت در فارکس ملاکی از نامعتبر بودن بروکر انتخابی شما است.
بهترین روش برای جلوگیری از بروز ریکوت
در حالت کلی، شما نمیتوانید از بروز ریکوت در فارکس جلوگیری کنید؛ چون این موضوع توسط بروکر شما صورت میگیرد. بههمین دلیل، بهترین و عاقلانهترین کار این است که در انتخاب کارگزاری خود دقت کرده و بروکری را انتخاب کنید که شما را بهطور مستقیم به بازار واقعی متصل کند.
در این صورت، هیچوقت پیام ریکوت در فارکس را دریافت نخواهید کرد. میتوانید دریافت ریکوت را بهعنوان ملاکی از نامعتبر بودن بروکر فعلیتان در نظر بگیرید. ما در بروکر اپوفایننس مفتخریم که اعلام کنیم حسابهای معاملاتی ما بدون ریکوت هستند. اگر هنوز اصرار دارید که با بروکر فعلیتان کار کنید، راههایی وجود دارند که میتوانند احتمال بروز ریکوت را کاهش دهند. بیایید نگاهی به آنها بیندازیم.
انواع خبرهای فارکس را بشناسید و در زمانهای پرنوسان بازار دست به معامله نزنید؛
حجم معاملاتی خود را کاهش دهید؛
از امکان Limit Orders برای انجام سفارشهای خود کمک بگیرید؛
با استفاده از اینترنت قوی و VPS، بدون وقفه از آخرین قیمتهای بازار باخبر باشید؛
اسلیپیج در فارکس را میتوانید به عنوان یک اتفاق غیرمنتظره در بازی معاملاتی خود در نظر بگیرید. بهاینترتیب که بین قیمت مورد انتظار در یک معامله و آن چیزی که واقعا رخ میدهد، اختلاف وجود دارد. این موضوع بیشتر در بازارهایی که آنها را بهعنوان بازارهای بیثبات میشناسیم، رخ میدهد.
در چنین وضعیتی بین زمان دقیق ثبت سفارش و زمان اجرای آن تاخیر به وجود میآید و در نتیجه آن، قیمت با آن نرخی که انتظارش را میکشیدید، وارد معامله نمیشود. اسلیپیج در فارکس به دلایل مختلفی مانند نوسانهای شدید بازار به دلیل انتشار انواع خبرهای فارکس، کُند بودن سرعت اجرای معاملهها در بروکر و چالشهای نقدینگی رخ میدهد.
این بسیار مهم است که تفاوت میان اسلیپیج و ریکوت را بهدرستی درک کنید. همانطور که اشاره کردیم اسلیپیج به زمانی اشاره دارد که معامله با یک قیمت متفاوت اجرا میشود؛ اما ریکوت در فارکس، درخواستی از شما قبل از اجرای معامله است که میخواهد معامله با قیمت جدید را بپذیرید. از سوی دیگر، اسلیپیج گاهی میتواند به افزایش سودآوری شما کمک کند؛ اما ریکوت در فارکس این قابلیت را دارد که با تاخیر در اجرای معامله با هدف چانهزنی بر سر قیمت جدید، شما را از فرصتهای معاملاتی مهمی که در دست داشتید، دور سازد.
اسلیپیج در فارکس اغلب در زمان انتشار اخبار مهم اقتصادی یا رویدادهای جهانی که باعث نوسانات شدید قیمت میشوند، رخ میدهد.
ریکوت در فارکس اتفاق رایجی نیست، ولی این موضوع میتواند فرصتهای ناب معاملاتی را از شما بگیرید. بههمین دلیل، انتخاب یک بروکر معتبر که شما را بهطور مستقیم به بازار وصل میکند، یکی از بایدهای داستان ترید شما است. ما با ارائه انواع حسابهای معاملاتی مانند حساب اسلامی در بروکر اپوفایننس، ECN و غیره در کنار اتصال مستقیم شما به بازار و فراهمکردن بستری برای معامله بدون تجربه ریکوت با اسپرد رقابتی، سرعت بالای اجرای معاملهها و بیش از 300 ابزار برای تحلیل بازار، شما را در مسیر سودآوریتان همراهی میکنیم.
آیا ریکوت برای معاملههایی که در حالت پندینگ (Pending orders) هستند هم رخ میدهد؟
خیر. ریکوت برای اینگونه سفارشها انجام نمیشود؛ چون اگر قیمت درخواستی وجود نداشته باشد، سفارشها با قیمتی که آن زمان در بازار وجود دارند، انجام میشوند.
اگر تریدر به اطلاعیه بروکر برای تغییر قیمت پاسخی ندهد، چه اتفاقی میافتد؟
درصورتی که تریدر قیمت را نپذیرد یا هیچ کاری نکند، پس از گذشت چند ثانیه، معامله لغو میگردد.
در بازار فارکس، شما میتوانید هر لحظه بهمعامله پرداخته و از معامله خارج شوید. این انعطاف به شما اجازه میدهد سود خود را افزایش یا ضرر خود را کاهش دهید. در باینری آپشن، معاملهگران تنها قادر به حدس این هستند که ارزش یک دارایی (مثل نفت) در یک دوره زمانی معین افزایش یا کاهش مییابد. باتوجهبه اهمیت و مخاطبان هر بازار، انتخاب مناسب بین فارکس و باینری آپشن بستگی به اهداف و استراتژی شما دارد. این دو بازار، هر کدام ویژگیها، تفاوتها و مزایای خود را دارند. در این مقاله از مجله اپوفایننس بهترین بروکر فارکس، به مقایسه تفاوت فارکس و باینری آپشن میپردازیم.
فارکس چیست؟
بهطور خلاصه، فارکس (Foreign Exchange Market یا FX) بازاری است که در آن ارزهای خارجی معامله میشوند. این بازار بزرگترین و پررونقترین بازار در جهان است و حجم معاملاتی که در آن انجام میشود به تریلیونها دلار در روز میرسد. در فارکس، معاملات بهصورت الکترونیکی انجام شده و تمام جنبههای خرید، فروش و معامله ارزها را در قیمتهای فعلی یا تعیین شده پوشش میدهد. این بازار از سال ۱۹۷۱ شکلگرفته و از سال ۱۹۹۸ با پیشرفت تکنولوژی، رشد و توسعه آن آغاز شده است. بازار فارکس ۲۴ ساعته فعال است و پنج روز در هفته باز است. ارزها در این بازار بهصورت جفت معامله میشوند.
باینری آپشن چیست؟
باینری آپشنها (Binary Options) یک نوع معامله در بازار مالی هستند که بر اساس یک تاریخ و زمان انقضا عمل میکنند. در زمان انقضا، قیمت دارایی مبنایی یا رویداد باید در سمت صحیح قیمت اجرایی (بر اساس معاملهای که انجام شده است) قرار داشته باشد تا معاملهگر سود کسب کند. باینری آپشنها بهصورت خودکار اجرا میشوند؛ به این معنی که سود یا زیان معامله بهحساب معاملهگر واریز یا از حساب او کسر میشود. بهعبارتدیگر، خریدار یک باینری آپشن یا پرداخت مشخصی دریافت میکند یا تمام سرمایه خود را در معامله از دست میدهد.
بهعنوانمثال، فرض کنید قیمت سهام شرکت ABC در تاریخ 22 آوریل 2021 ساعت 10:45 صبح بالاتر از 25 دلار خواهد بود. اگر مشتری فکر کند که قیمت در آن تاریخ و زمان بالاتر از 25 دلار خواهد بود و مایل بهشرط 100 دلاری در معامله باشد، اگر قیمت سهام ABC در آن تاریخ و زمان بالاتر از 25 دلار باشد، معامله مطابق با شرایط توافق شده پرداخت میشود.
بهعنوانمثال، اگر پرداخت 70٪ باشد، کارگزار باینری مبلغ 70 دلار را بهحساب معاملهگر واریز میکند. اگر قیمت در آن تاریخ و زمان زیر 25 دلار باشد، مشتری اشتباه کرده و سرمایه 100 دلاری خود را در معامله از دست میدهد. بهطور خلاصه، باینری آپشنها یک ابزار مالی ساده هستند که بهمعاملهگران امکان پیشبینی در مورد نتیجه یک پیشنهاد ساده را میدهند و میتوانند در معاملات مختلف مورداستفاده قرار گیرند.
تفاوت فارکس و باینری آپشن در میزان درآمد و سود
در ادامه مقاله تفاوت فارکس و باینری آپشن به قسمت جذاب میزان سود رسیدهایم. در فارکس، سود با توجه به عوامل مختلف و میزان مهارت شما بهعنوان معاملهگر متغیر است. هر چه شما مهارت بیشتر و تجربه بیشتری داشته باشید، میزان سودده بودن معامله شما نیز افزایش پیدا میکند. این در حالی است که میزان سود در باینری آپشن ثابت و از قبل تعیین شده است.
میزان سود در باینری آپشن ثابت و از قبل تعیین شده است؛ در حالی که در فارکس به نوع عملکرد معاملهگر بستگی دارد.
در فارکس بالانس در حساب فارکس یا همان موجودی حساب، مقدار سرمایه اولیهای است که در حساب تریدر وجود دارد. این مقدار نشاندهنده پولی است که در ابتدای کار بهحساب خود واریز کردهاید. بهعبارتدیگر، بالانس نشاندهنده موجودی شما برای ترید است. مثلاً اگر شما ۱۰۰۰ دلار در حساب خود واریز کنید، بالانس شما نیز ۱۰۰۰ دلار خواهد بود. این مقدار تا زمانی که شما پوزیشنهای خود را ببندید، تغییر نمیکند.
در باینری آپشن، در همان ابتدا مقدار پولی که میخواهید معامله کنید مشخص است و امکان افزایش وجود ندارد؛ اما میتوانید در معامله بعدی دوباره حساب خود را شارژ کنید.
تفاوت در تعداد معامله فارکس و باینری آپشن
در بازار فارکس تعداد معاملات در بورس به تعداد دفعاتی اشاره دارد که در یک نماد معامله انجام شدهاست. شما آزاد هستید با توجه به میزان سرمایهای که دارید، هر تعداد معاملهای که صلاح میبینید را باز کنید. در باینری آپشن شما هر بار میتوانید فقط یک معامله را با سرمایهتان انجام دهید و ممکن است تمام سرمایه را در همین یک معامله از دست بدهید.
تفاوت فارکس و باینری آپشن در ریسک به ریوارد
در فارکس اگر ریسک معامله بیشتر از سود مورد انتظار باشد، انجام چنین معاملهای منطقی نیست. اما اگر سود مورد انتظار بیشتر از ریسک باشد، میتوان با اطمینان بیشتری معامله را انجام داد. این در حالی است که در باینری آپشن شما یا برنده میشوید یا بازنده و امکان مدیریت ریسک در هر معامله وجود ندارد.
برخلاف فارکس، امکان مدیریت ریسک در معامله برای باینری آپشن وجود ندارد.
تفاوت میزان ریسک در فارکس و باینری آپشن
با توجه به تفاوت فارکس و باینری آپشن، مدیریت ریسک در بازارهای مالی یکی از مهمترین عوامل برای موفقیت در این بازارها است. این مفهوم بهمعنای شناسایی، ارزیابی و کنترل ریسکهای مرتبط با سرمایهگذاری در بازارهای مالی است. ریسک در فارکس به احتمالاتی اشاره دارد که میتواند منجر به خسارت مالی و ضرر برای سرمایهگذار شود. این احتمالات شامل تغییرات قیمت، نرخ بهره، نرخ ارز و سایر عوامل مرتبط با بازار مالی میشوند. در فارکس از طریق دانش معاملهگری (تحلیل تکنیکال و فاندامنتال) میتوان جهت قیمت را پیشبینی کرد.
این در حالیست که در بازار باینری آپشن، ریسک معاملهگران ثابت است. در این بازار، معاملهگران حدس خواهند زد که آیا دارایی خاصی در یک دوره زمانی معین بالا یا پایین خواهد رفت. این نکته نشان میدهد باینری آپشن نوعی قمار است.
تفاوت بروکرها در فارکس و باینری آپشن
تنوع بیشتری از بروکرها در بازار فارکس وجود دارد. یکی از بروکرهای معتبر در بازارهای مالی که خدمات فارکس را ارائه میدهد، بروکر اپوفایننس است. حساب اسلامی بروکر اپوفایننس یکی از خدماتی است که این بروکر برای مخاطبان خود فراهم کرده است. همچنین باید بدانید در بازار فارکس، دو نوع اصلی از بروکرها وجود دارند. در ادامه به بررسی دو نوع اصلی بروکرهای فارکس میپردازیم.
بروکرهای میز معاملاتی: این بروکرها دستورات مشتری را بر اساس قیمتهای خود اجرا میکنند و خودشان طرف مقابل معامله مشتری هستند. این نوع بروکرها به ارائهدهندگان نقدینگی دسترسی دارند و معاملات را در دفتر خود نگه میدارند.
بروکرهای میز غیر معاملاتی: این بروکرها از قیمتهای سایر شرکتکنندگان در بازار مثل بانکها و مؤسسات مالی برای ایجاد قیمتهای پیشنهادی/درخواستی استفاده میکنند. آنها قیمتها را از طریق یک شبکه الکترونیکی جمعآوری میکنند و بهترین قیمت را برای مشتریان خود نقل میکنند.
حال که با بروکرها در فارکس آشنا شدید، بهتر است با تعدادی از بروکرهای باینری آپشن نیز آشنا شوید و تفاوت فارکس و باینری آپشن را در بروکرها بدانید. باینری آپشن یک نوع معامله در بازارهای مالی است که بهدلیل سادگی بیش از حد، نظر سرمایهگذاران زیادی را به خود جلب کرده است. در حال حاضر تعداد بروکرهای باینری آپشن که در ایران فعالیت میکنند، چندان زیاد نیست. برخی از بروکرهای معتبر در این زمینه، عبارتاند از:
در فارکس مارجین به مقدار پولی اشاره دارد که شما باید در حساب معاملاتی خود قرار دهید تا قادر به سفارشگذاری و حفظ پوزیشنهای خود در بازار فارکس باشید. بهعبارتدیگر، مارجین وثیقهای است که شما به کارگزار میدهید تا اطمینان حاصل کنید میتوانید ضرر احتمالی ناشی از معاملات خود را پوشش دهید. این در حالیست که در باینری آپشن، معاملهگران بدون استفاده از مارجین معامله میکنند.
در باینری آپشن، معاملهگران بدون استفاده از مارجین معامله میکنند.
تفاوت تحلیلپذیری فارکس و باینری آپشن
تحلیل فارکس یکی از جنبههای کلیدی موفقیت در این بازار است. استراتژیهای معاملاتی فارکس، مانند نقشههای راه برای معاملهگران عمل میکنند. انتخاب استراتژی مناسب باید با اهداف معاملهگری، تحمل ریسک و سبک معاملاتی شما همسو باشد. تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی از ابزارهای مهم در این زمینه هستند.
تحلیل تکنیکال و فاندامنتال ابزارهای مهم در بازار باینری آپشن هستند. انفجار ناگهانی میتواند حرکتهای سریعی را ایجاد کند که قیمت را افزایش یا کاهش دهد. برای باینری آپشن، این میتواند هنگامی که شما آپشنهای بالا/پایین ساده را اجرا میکنید، بسیار مؤثر باشد.
تفاوت در اهرم فارکس و باینری آپشن
حالا که به این بخش در بررسی تفاوت فارکس و باینری آپشن رسیدهایم، بد نیست نگاهی نیز به تفاوت اهرم معاملاتی در این دو بازار بیندازیم. در فارکس، شما میتوانید از اهرم استفاده کنید تا مبلغ بیشتری از موجودی حساب خود را وارد معامله نمایید. در باینری آپشن، اهرم وجود ندارد و شما با تمام سرمایه خود معامله خواهید کرد.
تفاوت فارکس و باینری آپشن در نوسانات
در فارکس، میتوان در همه شرایط بازار، از بازارهای پایدار تا نوسانی، معامله کرد. این در حالیست که باینری آپشنها معمولاً در بازارهای نوسانی معامله میشوند، زیرا به حرکتهای قیمتی کوتاهمدت وابستهاند.
برای موفقیت در هر کاری، شناخت ساختار آن ضروری بهنظر میرسد. اهمیت این موضوع در بازارهای مالی، بهویژه اسمارت مانی دوچندان است. چون شما با ورود به هر معامله بهطور مستقیم روی اصل سرمایه خود ریسک میکنید. بنابراین، اگر قوانین بازی در بازارهای مالی را ندانید و از ساختار آن چیزی ندانید، نمیتوانید دست برنده را در ماجرا داشته باشید. در این مقاله میخواهیم شما را با موضوع استراکچر در اسمارت مانی آشنا کنیم، انواع آن را همراه با مثال معرفی کرده و به شما دلایل بیشتری برای درک این موضوع بدهیم. با ما همراه باشید.
مارکت استراکچر در اسمارت مانی چیست؟
استراکچر در اسمارت مانی، همان ساختار بازار در استراتژیهای معاملاتی است. این اصطلاح بهطور ویژه توسط تریدرهای حرفهای، بانکها و موسسههای مالی که آنها را پول هوشمند یا اسمارت مانی مینامیم، مورداستفاده قرار میگیرد. این استراتژی با بررسی حرکتهای قیمتی و سطحهای حمایت و مقاومت بهدنبال ارائه سیگنالهای معتبر برای شناسایی بهترین نقطههای ورود و خروج از معامله است. ناگفته نماند که برای بهکارگیری استراکچر اسمارت مانی، باید بر تحلیل بازار تسلط داشته باشید.
انواع مارکت استراکچر در اسمارت مانی
استراکچر اسمارت مانی انواع متفاوتی دارد. تریدرها بر اساس تجربهای که در معاملهگری دارند و درکشان از بازارهای مالی، سبکهای مختلفی از این موضوع را بهکار میگیرند. در ادامه مقاله، مهمترین انواع استراکچر در اسمارت مانی را با هم بررسی میکنیم.
در ساختار خارجی بازار استراکچر در اسمارت مانی، اگر قیمت بتواند سوئینگ سقف قبلی را بزند و از آن عبور کند، میتواند بهعنوان سیگنالی از یک روند صعودی در نظر گرفته شود.
ساختار خارجی بازار
اولین نوع از استراکچر در اسمارت مانی، استراکچر ساختار خارجی بازار بهشمار میرود که از سوئینگهای کف و سقف در نمودار قیمتی تشکیل شده است. سوئینگهای سقف (Swing Highs) نقطههایی در بازار هستند که در آنها قیمت تا یک سطح مشخص بالا رفته و سپس پایین میآید. میتوان از مجموعه این نقطهها بهعنوان سطح مقاومت و ناحیهای برای بررسی بهترین نقطههای ورود به معاملههای فروش استفاده کرد. در مقابل، سوئینگهای کف (Swing Lows) را داریم.
در این ناحیه، قیمت به یک سطح مشخص در کف میرسد و سپس بالا میآید. از سوئینگهای کف بهعنوان ناحیههای حمایت و مکانهایی برای بررسی خرید یا ورود به معاملهها استفاده میشود. تریدرها با شناسایی این سطحها میتوانند بهترین نقطههای خریدوفروش را شناسایی کرده و سودآوری مطمئنتری داشته باشند.
در این ساختار، اگر قیمت بتواند سوئینگ سقف قبلی را بزند و از آن عبور کند، میتواند بهعنوان سیگنالی از یک روند صعودی در نظر گرفته شود؛ برعکس، اگر قیمت بتواند پایینتر از سوئینگ قبلی در کف را بزند و از آن بگذرد، میتواند نشانهای برای آغاز روند نزولی باشد.
برایآنکه بتوانید ساختار خارجی بازار را بهتر درک کنید، روش استفاده از آن در معاملهها را با چند مثال برایتان روشن میکنیم.
معامله بر اساس روند:شناسایی سوئینگهای کف و سقف به تریدرها کمک میکند تا بتوانند روندهای صعودی و نزولی را بهدرستی تشخیص دهند. بهعنوانمثال، اگر سوئینگها پیوسته سقفهای بالاتر از یکدیگر را بزنند، با یک روند صعودی روبهرو هستیم که تریدرها میتوانند در این روند وارد معامله خرید شوند.
تغییر در ساختار (CHOCH): زدن سقفها و کفهای مساوی در یک روند صعودی یا نزولی میتواند نشاندهنده تغییر در ساختار بازار باشد. این موضوع به تریدرها هشدار میدهد که تا فرصت دارند قبل از تغییر بزرگ بازار از موقعیتهای معاملاتی خود خارج شده یا تغییری در استراتژی معاملاتیشان بدهند.
تریدرها از ساختار شکست مارکت استراکچر در اسمارت مانی بهعنوان بخشی از استراتژی معاملاتی بلندمدت و کوتاهمدت خود استفاده میکنند.
دومین نوع استراکچر در اسمارت مانی، شکست مارکت استراکچر است. شکست در ساختار بازار به موقعیتهایی اشاره دارد که در آنها قیمت از سطحهایی که بهعنوان حمایت یا مقاومت در بازار شناخته میشوند، عبور میکند. این موضوع میتواند بهعنوان سیگنالی برای تغییر در نیروهای بازار در نظر گرفته شود. تریدرها از این ساختار بهعنوان بخشی از استراتژی معاملاتی بلندمدت و کوتاهمدت خود استفاده میکنند. چون تشخیص درست و بهموقع آن میتواند در شناسایی نقطههای ورود و خروج از معاملهها کمکحال باشد.
تصور کنید که یک تریدر در جفتارز EUR/USD متوجه تمایل قیمت به شکست یک سطح مقاومت میشود. معاملهگر پیشبینی میکند که اگر قیمت، سطح مقاومت 1.2000 را بشکند، روند صعودی جدیدی آغاز میگردد؛ بنابراین، منتظر میماند تا قیمت این سطح بشکند و به قیمت مثلا 1.2050 برسد. بعد از آنکه شکست تایید شد، در نقطه مناسب وارد معامله خرید میشود. البته با این علم که ممکن است بازگشت قیمت هم رخ دهد.
ساختار داخلی بازار به سلسلهمراتبی اشاره دارد که در آن معاملهگران بزرگ و کوچک بازارهای مالی با یکدیگر معامله میکنند.
ساختار داخلی بازار
سومین نوع از استراکچر در اسمارت مانی، ساختار داخلی بازار است. این ساختار به سلسلهمراتبی اشاره دارد که در آن معاملهگران بزرگ و کوچک بازارهای مالی با یکدیگر معامله میکنند. هر کدام از بخشهای این ساختار چندین لایه، نقش مهمی را در بازار بر عهده دارند. در ادامه، به این نقشها نگاهی میاندازیم.
بازار بین بانکی: در بالاترین سطح این ساختار قرار دارد؛ چون بانکها حجم بسیار بزرگی از معاملهها را انجام میدهند و بر اساس عرضه و تقاضا، قیمتهای خریدوفروش جفتارزها را تعیین میکنند.
بازار نهادی: در یک سطح پایینتر از بانکها با صندوقهای تامین سرمایه، بروکرهای مختلف و موسسههای مالی روبهرو هستیم. این بازیگران مالی با بانکها روابط اعتباری پایداری را برقرار میسازند.
بازار خردهفروشی: پایینترین سطح در این ردهبندی، متعلق به تریدرهای کوچک است که از راه بروکرها دست به معامله میزنند. در ساختار داخلی بازار، گرانترین قیمت در بازار خردهفروشی قرار دارد.
تصور کنید که یک تریدر میخواهد جفتارز EUR/USD را معامله کند. برای این کار باید ابتدا یک حساب معاملاتی را در بروکر معتبری مانند اپوفایننس که به بانکها و نهادهای معتبر مالی متصل است باز کند، حساب خود را شارژ کرده و مشغول معامله شود. در این مثال، شما بهعنوان یک تریدر در سطح خردهفروشی قرار دارید و بانکهای بزرگ بهعنوان قدرتمندترین نهاد در بالای این هرم هستند.
درک استراکچر اسمارت مانی میتواند بهطور مستقیم روی سودآوری تریدرها تاثیر میگذارد.
چرا باید مارکت استراکچر اسمارت مانی را بشناسیم؟
درک استراکچر اسمارت مانی میتواند برای تریدرها فایدههای زیادی داشته باشد که بهطور مستقیم روی سودآوری آنها تاثیر میگذارد. ازایندست میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم.
تشخیص روند بازار: وقتی بتوانید ساختار بازار را بهدرستی تشخیص دهید، کارتان در شناسایی روند اصلی بازار بسیار سادهتر میشود. این موضوع بهویژه برای تریدرهایی که از استراتژی معامله در جهت روند استفاده میکنند، بسیار مفید خواهد بود.
پیداکردن بهترین نقطههای ورود و خروج از معامله: با درک استراکچر در اسمارت مانی، میتوانید نقطههای ورود و خروج بسیار معتبرتری را بیابید.
پیشبینی دقیقتر حرکتهای قیمت: شناخت ساختار بازار به شما این امکان را میدهد که پیشبینی خود از جهت حرکت قیمت در آینده را بهبود ببخشید.
بهبود استراتژی معاملاتی: توانایی دیدن ساختار بازار، مانند نگاهکردن به یک اثر هنری بسیار بزرگ از فاصلهای درست بهشمار میرود. این در حالی است که بیشتر تریدرهای خردهفروشی، یعنی افرادی مثل شما، بیش از اندازه وارد جزئیات بازار میشوند و با تعقیب کندلها فرصت تماشای بازی واقعی را از دست میدهند. شناخت مارکت استراکچر اسمارت مانی، پنجره جدیدی از بینش معاملاتی را به روی شما باز میکند.
در این مقاله با هم نگاهی به ماجرای استراکچر در اسمارت مانی انداختیم و دیدیم که جایی در ساختار داخلی بازار بروکرها قرار دارند و امکان معامله در بازار فارکس را برای تریدرها فراهم میکنند. بنابراین، یکی از ارکان موفقیت در معاملات فارکس، انتخاب بروکری است که بتواند در کنار پاسخگویی به نیازهای شما، قیمت منصفانهای را هم ارائه دهد. ما در بروکر رگوله شده اپوفایننس، در کنار ارائه پیشرفتهترین ابزارهای معاملاتی و پشتیبانی حرفهای از مشتریان، با ارائه منصفانهترین اسپرد و قیمت، آماده همراهی شما در مسیر سودآوریتان هستیم.
چه نوع الگوهای قیمتی در مارکت استراکچر اسمارت مانی وجود دارند؟
اوردر بلاکها، استخرهای نقدینگی، شکست قیمتی، ریتریسمنتها و کانتینیویشنها بهعنوان مهمترین الگوهای ساختار بازار در اسمارت مانی شناخته میشوند.
چطور میتوان استراکچر در اسمارت مانی را در تحلیلهای شخصی به خدمت گرفت؟
شما میتوانید با تحلیل الگوهای قیمتی، بررسی حجم معاملهها و شناسایی اوردر بلاکها، نواحی مهم اسمارت مانی را شناسایی کرده و تصمیمهای معاملاتی خود را بر اساس نتیجه تحلیلهایتان بگیرید.
یادگیری مفاهیم فارکس بسیار اهمیت دارد، زیرا این بازار با حجم معاملات روزانه بیش از 6 تریلیون دلار، بزرگترین بازار مالی جهان شناخته میشود. برای موفقیت در معاملات فارکس، دانش، مهارت و تجربه لازم است. در این مقاله به برخی از مفاهیم مهم در آموزش فارکس میپردازیم.
آموزش فارکس چه اهمیتی برای معاملهگران دارد؟
معاملهگران با کمک مفاهیم موجود در آموزش فارکس، میتوانند این بازار را بهخوبی درک کنند و در موقعیتهای مختلف، تصمیمات مناسبی بگیرند.
درک بازار فارکس
آموزش فارکس به مبتدیان درک واضحی از نحوه عملکرد بازار فارکس میدهد. این شامل موضوعاتی مانند جفتارزها، نرخهای ارز و شرکتکنندگان بازار است.
یادگیری تحلیل فنی و بنیادی
تعاریف موجود در آموزش فارکس، مبتدیان را با تحلیل فنی و بنیادی آشنا میکند. تحلیل فنی شامل مطالعه دادههای قیمتی تاریخی، نمودارها و شاخصها برای پیشبینی حرکات قیمت آینده است. از سوی دیگر، تحلیل بنیادی بر تجزیهوتحلیل دادههای اقتصادی و رویدادهای خبری برای شناسایی فرصتهای معاملاتی تمرکز دارد.
توسعه استراتژیهای معاملاتی
معاملهگران مبتدی میتوانند با کمک آموزش فارکس، استراتژیهای معاملاتی خود را توسعه دهند و برای موقعیتهای مختلف آماده باشند. این آموزشها شامل یادگیری نحوه شناسایی نقاط ورود و خروج، تنظیم سطوح استاپ لاس و تیک پرافیت و قواعد مدیریت ریسک است.
مدیریت احساسات و روانشناسی
معاملات فارکس میتواند به لحاظ احساسی چالشبرانگیز باشد، به ویژه برای مبتدیان. ترس، طمع و بیصبری، میتواند قضاوت را تیره کند و منجر به تصمیمگیریهای غیرمنطقی شود. آشنایی با مفهوم روانشناسی معاملات فارکس بر مدیریت احساسات و توسعه یک ذهنیت منضبط تمرکز دارد.
بنابراین، آموزش فارکس برای کسانی که میخواهند بهصورت حرفهای وارد این بازار شوند، ضروری است.
آموزش فارکس بر مدیریت احساسات و توسعه یک ذهنیت منضبط تمرکز دارد.
فارکس چیست؟
فارکس یک بازار جهانی و بدون مرکزیت است که در آن ارزهای خارجی معامله میشوند. در این بازار، میتوانید ارز مورد نظر خود را با یک ارز دیگر تبادل کنید و از تغییر قیمت آنها سود کسب کنید. فارکس بزرگترین بازار مالی در جهان است و روزانه حجم بیش از 6 تریلیون دلار دارد. آموزش فارکس کمک میکند تا بتوانید در این بازار بزرگ و پر استرس، بهترین تصمیمات را بگیرید.
نحوه معامله در فارکس چگونه است؟
فارکس یا Forex مخفف Foreign Exchange Market است؛ یعنی بازار مبادله ارزهای خارجی. در این بازار، معاملهگران یک ارز را با ارز دیگری خریدوفروش میکنند. برای مثال، اگر شما یک دلار آمریکا را با ۱۰۰۰۰ تومان خریداری کنید و بعد از مدتی آن را با ۱۲۰۰۰ تومان بفروشید، شما ۲۰۰۰ تومان سود کردهاید. این سود یا زیان ناشی از تغییرات نرخ ارزها در بازار جهانی است. آموزش فارکس کمک میکند تا سودهای پایداری از بازار کسب کنید.
خریدوفروش جفتارزها در فارکس
همانطور که گفته شد، در بازار فارکس ارزها بهصورت دوتایی نمایش داده میشوند. به این دوتاییها جفتارز یا Currency Pair گفته میشود. برای مثال، EUR/USD یک جفتارز است که نشان میدهد یک یورو معادل چند دلار آمریکا است.
در این جفتارز، ارزی که در سمت چپ قرار دارد، ارز پایه یا Base Currency نامیده میشود و ارزی که در سمت راست قرار دارد، ارز متقابل یا Quote Currency نامیده میشود. وقتی شما یک جفتارز را خریداری میکنید، به این معنی است که شما ارز پایه را خریده و ارز متقابل را فروختهاید.
وقتی شما یک جفتارز را خریداری میکنید، به این معنی است که شما ارز پایه را خریده و ارز متقابل را فروختهاید.
فارکس مناسب چه افرادی است؟
فارکس یک بازار مالی است که میتواند برای افرادی که علاقهمند بهمعامله با ارزهای خارجی هستند، مناسب باشد. فارکس یک بازار پویا و پر ریسک است که این توانایی را دارد تا سود بالایی را بهمعاملهگران بدهد. اما برای موفقیت در این بازار، معاملهگران به داشتن دانش و تجربه کافی نیاز دارند. شما بهعنوان یک معاملهگر فارکس باید با اصول و استراتژیهای معاملاتی در آن آشنا باشید و بتوانید تحلیلهای تکنیکال و فاندامنتال را انجام دهید. همچنین باید ریسک و سرمایه خود را مدیریت کنید و احساساتتان را در معاملات دخالت ندهید. این مطالب، اهمیت آموزش فارکس را نشان میدهد.
بروکر چیست؟
بروکر یا کارگزاری نوعی شرکت مالی است که دسترسی معاملهگران و سرمایهگذاران را به بازار بزرگ فارکس امکانپذیر میکند. برای انتخاب یک بروکر معتبر و قابلاعتماد باید به رگولاتوری آن بروکر توجه کرد. بروکرهای فارکس معمولاً از چهار روش اسپرد، کمیسیون، سواپ و واریز و برداشت کسب درآمد میکنند.
چگونه حساب معاملاتی فارکس باز کنیم؟
چگونگی افتتاح حساب در آموزش فارکس اهمیت ویژهای دارد، بههمین جهت این بخش را بههمین موضوع اختصاص میدهیم. برای باز کردن یک حساب معاملاتی فارکس، شما نیاز دارید یک کارگزاری فارکس را انتخاب کنید. کارگزاری فارکس یک شرکت خدمات مالی است که به شما امکان دسترسی به پلتفرم معاملاتی فارکس را میدهد. شما باید مدارک شناسایی خود را به کارگزاری ارائه دهید و یک مقدار پول را بهعنوان سپرده واریز کنید. سپرده شما بهعنوان مارجین برای انجام معاملات فارکس استفاده میشود. همچنین میتوانید از طریق وبسایت، نرمافزار یا اپلیکیشن کارگزاری خود، معاملاتتان را انجام دهید.
کارگزاری فارکس یک شرکت خدمات مالی است که به شما امکان دسترسی به پلتفرم معاملاتی فارکس را میدهد.
کپی ترید در فارکس نوعی معامله اجتماعی است که در آن معاملهگران میتوانند سیگنالها، استراتژیها و معاملات دیگر معاملهگران را بهصورت خودکار یا دستی کپی کنند. کپی ترید بهمعاملهگران کمتجربه یا آنهایی که زمان کافی برای تحلیل بازار ندارند، کمک میکند تا از دانش و تجربهمعاملهگران حرفهای بهره ببرند.
بازیگران اصلی بازار فارکس چه کسانی هستند؟
بازیگران اصلی بازار فارکس شامل بانکهای مرکزی، بانکهای تجاری، شرکتهای بیمه، شرکتهای چندملیتی، صندوقهای سرمایهگذاری، بروکرها، معاملهگران حرفهای و معاملهگران خردهفروشی میشود.
ماهیت معامله در فارکس چیست؟
ماهیت خریدوفروش و معامله در فارکس بر اساس تبادل ارزهای مختلف با استفاده از یک نرخ تبدیل یا Exchange Rate است. در این بازار، معاملهگران میتوانند با پیشبینی حرکات قیمت ارزها، از اختلاف بین نرخ خریدوفروش سود کسب کنند. برای این منظور، معاملهگران باید یک استراتژی معاملاتی، یک روش تحلیلی و یک مدیریت ریسک مناسب داشتهباشند.
در بازار فارکس، معاملهگران میتوانند با پیشبینی حرکات قیمت ارزها، از اختلاف بین نرخ خریدوفروش سود کسب کنید.
نحوه کسب سود از معامله در فارکس چگونه است؟
نحوه کسب سود از معامله در فارکس به عوامل مختلفی مانند نسبت پاداش به ریسک، حجم معاملات، نوع دارایی و نوع سفارشات بستگی دارد. بهطور کلی، معاملهگران باید سعی کنند با انتخاب دقیق زمان ورود و خروج از معامله، از اختلاف قیمت به نفع خود استفاده کنند. همچنین، معاملهگران باید احساسات خود را در معاملات کنترل کنند، به یادگیری مداوم اهمیت بدهند و سبد سرمایهگذاری خود را تنوع دهند تا شانس سودآوری آنها را بالا ببرد.
خطرات ورود به بازار فارکس چیست؟
بازار فارکس یک بازار بین بانکی است که در آن ارزهای مختلف جهان با یکدیگر مبادله میشوند. این بازار 24 ساعته است و بسیار پویا و نوسانی است. برای ورود به این بازار، باید دانش، تجربه و ریسکپذیری کافی داشتهباشید؛ زیرا بسیاری از عوامل اقتصادی، سیاسی و روانی میتوانند بر قیمت ارزها تأثیر بگذارند. در سلسله مطالب مربوط به آموزش فارکس، به خطرات ورود به این بازار اشاره میکنیم.
لوریج بالا
اهرم معاملاتی یک ابزار است که به شما اجازه میدهد با سرمایه کمتر معاملات بزرگتری انجام دهید. اما این ابزار دو لبه است و میتواند سود و ضرر شما را چند برابر کند. بسیاری از معاملهگران تازهکار با استفاده از لوریج بالا سعی میکنند سود زیادی کسب کنند، اما در نهایت سرمایه خود را از دست میدهند.
عدم تحلیل صحیح بازار
بازار فارکس تحتتأثیر تحلیلهای فنی و بنیادی است. تحلیل فنی بر اساس الگوها و شاخصهای قیمتی است و تحلیل بنیادی بر اساس اخبار و رویدادهای اقتصادی است. برای موفقیت در بازار فارکس باید هر دو نوع تحلیل را بلد باشید و بتوانید بازار را به درستی بخوانید و پیشبینی کنید. بسیاری از معاملهگران بدون داشتن دانش کافی وارد بازار میشوند و بر اساس حدس و تصور معامله میکنند که معمولاً منجر به شکست میشود.
احساسات منفی
بازار فارکس میتواند احساسات شما را تحریک کند. برخی از احساسات منفی که میتوانند بر عملکرد شما در بازار فارکس تأثیر بگذارند، عبارتند از ترس، طمع، خودباوری بیش از حد و عصبانیت. این احساسات توانایی این را دارند تا شما را از استراتژی معاملاتی که دارید، منحرف کنند.
احساسات در فارکس توانایی این را دارند تا شما را از استراتژی معاملاتی که دارید، منحرف کنند.
چرا بسیاری از افراد پول خود را در فارکس از دست میدهند؟
بسیاری از معاملهگران مفاهیم موجود در آموزش فارکس را نادیده میگیرند و به آن توجه نمیکنند و همین بیتوجهی باعث میشود تا پول خود را از دست بدهند. در ادامه با این بیتوجهیها در بازار فارکس آشنا میشوید.
عدم داشتن آموزش و دانش کافی برای معامله در بازار فارکس؛
استفاده نادرست از لوریج و مدیریت ریسک؛
عدم رعایت قواعد و استراتژیهای معاملاتی؛
تحتتاثیر احساسات منفی قرار گرفتن؛
انتخاب بروکر نامناسب؛
اصطلاح ROLLOVER در فارکس به چه معناست؟
ROLLOVER در فارکس به عملیاتی میگویند که در آن موعد سررسید یک معامله به تاریخ بعدی منتقل میشود. این امر معمولاً برای معاملاتی که بیش از یک روز باز میمانند، انجام میشود. در اینصورت، تفاوت بین نرخ بهره دو ارز معامله شده بهعنوان هزینه یا درآمد ROLLOVER محاسبه میشود.
نقدینگی بازار یعنی چی؟
نقدینگی بازار به توانایی بازار برای خریدوفروش سریع داراییها مانند ارزها، سهام، طلا و سایر داراییهای با ارزش اشاره دارد. اگر داراییها بهراحتی قابل نقد شدن باشند و تقاضا برای آنها بالا باشد، بازار نقدینگی بالایی دارد. نقدینگی بازار تأثیر مهمی روی قیمت، حجم و گسترش معاملات دارد.
جفتارزهای اصلی MAJORS چه ویژگیهایی دارند؟
جفت ارزهای اصلی در واقع جفتارزهایی هستند که دارای حجم معاملاتی بالا و پرطرفدار در بازار فارکس هستند. این جفتارزها معمولاً شامل دلار آمریکا بهعنوان ارز متقابل هستند.
مثالهایی از جفتارزهای اصلی، عبارتند از EUR/USD یورو به دلار آمریکا، USD/JPY دلار آمریکا به ین ژاپن، GBP/USD پوند انگلیس به دلار آمریکا، USD/CHF دلار آمریکا به فرانک سوئیس، USD/CAD دلار آمریکا به دلار کانادا، AUD/USD دلار استرالیا به دلار آمریکا و NZD/USD دلار نیوزیلند به دلار آمریکا. جفتارزهای اصلی معمولاً دارای اسپرد کمتر، نوسان بیشتر و اخبار بیشتری هستند.
جفتارزهای اصلی معمولاً دارای اسپرد کمتر، نوسان بیشتر و اخبار بیشتری هستند.
جفتارزهای فرعی یا کراس CROSSES چه ویژگیهایی دارند؟
اگر یک معاملهگر فارکس هستید و میخواهید در این بازار موفق باشید، باید با تمام مفاهیم فارکس آشنا باشید. جفت ارزهای فرعی یا کراس، جفتارزهایی هستند که دلار آمریکا در آنها وجود ندارد. این جفتارزها معمولاً از ترکیب دو جفتارز اصلی بهدست میآیند.
این جفتارزها شامل EUR/GBP یورو به پوند انگلیس، EUR/JPY یورو به ین ژاپن، GBP/JPY پوند انگلیس به ین ژاپن، EUR/CHF یورو به فرانک سوئیس، GBP/CHF پوند انگلیس به فرانک سوئیس، EUR/AUD یورو به دلار استرالیا و GBP/AUD پوند انگلیس به دلار استرالیا میشود. CROSSESها معمولاً دارای اسپرد بیشتر، نوسان کمتر و اخبار کمتری هستند.
همبستگی جفتارزها
این اصطلاح به رابطه بین تغییرات قیمت دو جفتارز در بازار فارکس اشاره دارد. همبستگی میتواند مثبت یا منفی باشد. همبستگی مثبت، یعنی دو جفتارز به نسبتی در یک جهت حرکت میکنند و همبستگی منفی، یعنی دو جفتارز بههمان نسبت در خلاف جهت یکدیگر حرکت میکنند. آشنایی با همبستگی جفت ارزها در مفاهیم مربوط به آموزش فارکس جای میگیرد و کمک میکند تا معاملهگران ریسک خود را کاهش دهند و سودشان را بالا ببرند.
انتخاب جفتارز مناسب برای ترید
این اصطلاح به فرآیند انتخاب یک جفتارز برای معامله در بازار فارکس اشاره دارد. انتخاب جفت ارز مناسب برای ترید به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله نوسانات بازار، اسپرد، استراتژی و اهداف معاملاتی شخصی. بهطور کلی، جفتارزهایی که دارای نوسان بالا، اسپرد پایین و سیگنالهای قوی هستند، بهترین جفتارزها برای ترید محسوب میشوند.
چه زمانی یک جفتارز را بخریم؟
این انتخاب بستگی به تحلیل تکنیکال و فاندامنتال معاملهگر دارد. بهطور کلی، زمان مناسب برای خرید یک جفتارز زمانی است که نرخ مبادله آن در حال افزایش باشد و نشانههایی از ادامه روند صعودی داشتهباشد. برای پاسخ به این سوال که چه زمانی جفت ارز بخریم؟ معاملهگران میتوانند از ابزارهای مختلفی مانند نمودارها، شمعدانها، نقاط حمایت و مقاومت، الگوها، میانگینهای متحرک، اندیکاتورها و اخبار اقتصادی استفاده کنند.
زمان مناسب برای خرید یک جفتارز زمانی است که نرخ مبادله آن در حال افزایش باشد و نشانههایی از ادامه روند صعودی داشتهباشد.
لات و میکرو لات در فارکس چیست؟
لات و میکرو لات واحد اندازهگیری مقدار معامله در بازار فارکس است. بهطور کلی، یک لات استاندارد برابر با 100 هزار واحد از ارز پایه است. مثلا اگر شما یک لات EUR/USD بخرید، بهمعنی خرید 100 هزار یورو با پرداخت دلار است. میکرو لات یا micro lot یک صدم از یک لات استاندارد است؛ یعنی برابر با 1000 واحد از ارز پایه.
مثلاً اگر شما یک میکرو لات EUR/USD بخرید، بهمعنی خرید 1000 یورو با پرداخت دلار است. استفاده از لاتهای کوچکتر به شما امکان میدهد که ریسک خود را کنترل کنید و با سرمایه کمتر معامله کنید.
اکوییتی چیست؟
در پاسخ به اینکه اکوییتی چیست، باید گفت equity نشاندهنده ارزش فعلی یا تراز حساب شما در بازار فارکس است. این مقدار برابر با موجودی حساب شما به علاوه سود یا زیان شناور از معاملات باز است. اگر معامله باز نداشتهباشید، اکوییتی شما برابر با موجودی حسابتان است. اما اگر معامله باز داشتهباشید، اکوییتی حسابتان با تغییر قیمت بازار متغیر میشود. برای مثال، اگر شما 1000 دلار در حساب خود داشتهباشید و یک معامله با 10 پیپ سود باز کنید، اکوییتی برابر با 1010 دلار خواهد بود. اما اگر معامله شما 10 پیپ ضرر داشتهباشد، اکوییتی برابر با 990 دلار خواهد بود.
equity نشاندهنده ارزش فعلی یا تراز حساب شما در بازار فارکس است.
بالانس چیست؟
در پاسخ به این مطلب که بالانس چیست باید گفت balance نشاندهنده موجودی اولیه حساب شما در بازار فارکس است. این مقدار تا زمانی که اقدام به انجام معامله نکنید، ثابت باقی میماند. بالانس تنها با بستن معاملات تغییر میکند. اگر معاملات شما سودآور باشند، بالانس حسابتان افزایش مییابد. اما اگر معاملات شما زیانآور باشند، بالانس حسابتان کاهش مییابد. برای مثال، اگر شما 1000 دلار در حساب خود داشتهباشید و یک معامله با 50 دلار سود ببندید، بالانس برابر با 1050 دلار خواهد بود. اما اگر معامله شما 50 دلار ضرر داشتهباشد، بالانس برابر با 950 دلار خواهد بود.
bid و ask چیست؟
در بازارهای مالی، قیمت پیشنهادی bid و قیمت درخواستی task دو جزء اساسی هستند که نقش مهمی در تعیین قیمتهای معاملاتی ایفا میکنند. قیمت پیشنهادی به قیمتی اشاره دارد که خریداران حاضرند برای خرید یک دارایی پرداخت کنند. این قیمت نشاندهنده حداکثر مبلغی است که خریدار مایل به پرداخت است.
بهطور مشابه، قیمت درخواستی به قیمتی اشاره دارد که فروشندگان دارایی خود را به آن قیمت عرضه میکنند. این قیمت حداقل مبلغی است که فروشنده برای فروش دارایی خود درخواست میکند.
تفاوت بین BID&ASK در فارکس، به اسپرد معروف است و نشاندهنده هزینهای است که معاملهگران برای انجام معامله پرداخت میکنند. اسپرد میتواند بهعنوان شاخصی از نقدینگی بازار و همچنین هزینههای معاملاتی در نظر گرفته شود. بازارهایی با اسپرد پایینتر نشاندهنده نقدینگی بالاتر و هزینههای معاملاتی کمتر هستند. در حالی که اسپرد بالاتر، میتواند نشاندهنده نقدینگی کمتر و هزینههای بیشتر برای معاملهگران باشد.
تفاوت بین BID&ASK نشاندهنده هزینهای است که معاملهگران برای انجام معامله پرداخت میکنند.
اسپرد در فارکس چیست؟
اسپرد در فارکس به اختلاف بین قیمت خرید و قیمت فروش یک جفتارز گفته میشود که هزینه معامله برای شما را نشان میدهد. اسپرد معمولاً به پیپ، که کوچکترین واحد تغییر قیمت است، اندازهگیری میشود.
چند نوع اسپرد در فارکس وجود دارد؟
دو نوع اسپرد در فارکس وجود دارد، ثابت و متغیر. اسپرد ثابت به این معنی است که فاصله بین قیمت خریدوفروش برای هر جفتارز در هر زمانی ثابت است. اسپرد متغیر به این معنی است که فاصله بین قیمت خریدوفروش ممکن است بر اساس شرایط بازار، نوسانات، نقدینگی و اخبار تغییر کند. آموزش فارکس، تاکید زیادی به درک اسپرد میکند.
اسپردهای ثابت در فارکس
اسپردهای ثابت معمولاً توسط کارگزاریهایی ارائه میشوند که با میز معاملاتی عمل میکنند. این کارگزاریها قیمت خریدوفروش را بر اساس نرخهای بازار بین بانکی تعیین میکنند. اسپردهای ثابت معمولاً بالاتر از اسپردهای متغیر هستند و در شرایط ناپایدار بازار تغییر نمیکنند.
اسپرد متغیر در فارکس
اسپرد متغیر در فارکس به اختلافی غیرثابت بین قیمت خرید و قیمت فروش یک جفتارز اشاره دارد. این اختلاف قیمت، در واقع کارمزد بروکر برای ارائه خدمات معاملاتی به شماست و توسط عوامل مختلفی مانند نوسانات بازار، نقدینگی و زمان انتشار اخبار اقتصادی تعیین میشود.
اسپرد متغیر معمولاً توسط کارگزاریهایی ارائه میشود که از مدل، بدون میز معاملاتی استفاده میکنند. این کارگزاریها قیمت خریدوفروش را مستقیماً از بازار بین بانکی دریافت میکنند و هیچ افزایش یا کاهشی روی آنها اعمال نمیکنند. اسپردهای متغیر معمولاً پایینتر از اسپردهای ثابت هستند و در شرایط پایدار بازار مقدار آنها کمتر میشوند.
اصطلاحات رایج در بازار فارکس
اصطلاحات بازار فارکس مجموعهای از واژگان و عبارات تخصصی هستند که برای توصیف عملیات، ابزارها و شرایط مختلف در معاملات ارزی استفاده میشوند. دانستن و درک این اصطلاحات برای معاملهگران فارکس بسیار مهم است تا بتوانند بهطور مؤثر در بازار فعالیت کنند. در ادامه با هریک از این اصطلاحات آشنا میشوید.
لوریج
لوریج بهمعنای نسبت حجم معامله شما به میزان سرمایهای است که در اختیار دارید. برای مثال، اگر 1000 دلار سرمایه داشتهباشید و با اهرم معاملاتی 1:100 معامله کنید، به این معنی است که میتوانید تا 100000 دلار معامله انجام دهید. لوریج به شما امکان میدهد تا با سرمایه کمتر، سود بیشتری کسب کنید. اما همچنین ریسک زیادی را باید تحمل کنید. آموزش فارکس کمک میکند تا با احتیاط و رعایت دستورالعملهای خاص از لوریج استفاده کنید.
لوریج به شما امکان میدهد تا با سرمایه کمتر، سود بیشتری کسب کنید.
سواپ
سواپ بهمعنای تفاوت نرخ بهره دو ارز مختلف است که در جفتارز مورد نظر شما وجود دارد. اگر یک پوزیشن را بیش از یک روز نگهدارید، باید سواپ در فارکس را پرداخت یا دریافت کنید. سواپ بستگی به این دارد که خریدار یا فروشنده جفتارز باشید و نرخ بهره آن چقدر باشد.
برای مثال، اگر EUR/USD را خریداری کنید و نرخ بهره یورو بالاتر از دلار باشد، شما سواپ مثبت دریافت میکنید. اما اگر EUR/USD را بفروشید و نرخ بهره دلار بالاتر از یورو باشد، سواپ منفی پرداخت میکنید.
کال مارجین
وقتی که میزان مارجین شما به حداقل مجاز برسد، بروکر پیام هشدار کال مارجین میدهد. مارجین بهمعنای مقدار سرمایهای است که شما برای نگهداشتن پوزیشنهای باز خود نیاز دارید. اگر قیمت جفتارز به ضرر شما حرکت کند، مارجین شما کاهش مییابد. اگر مارجین به زیر یک درصد برسد، بروکر پیام کال مارجین میدهد و باید سرمایه خود را افزایش دهید یا برخی از پوزیشنهای خود را ببندید. در غیر اینصورت، بروکر ممکن است پوزیشنهایتان را بهطور خودکار ببندد. آموزش فارکس کمک میکند تا دچار کال مارجین نشوید.
اگر مارجین به زیر یک درصد برسد، بروکر پیام کال مارجین میدهد و باید سرمایه خود را افزایش دهید یا برخی از پوزیشنهای خود را ببندید.
با کمک آموزش فارکس میتوانید در کارگزاری اپوفایننس بهمعامله بپردازید. بروکر اپوفایننس یکی از بروکرهای قدرتمند در بازار فارکس است که تمام استراتژیها و راهکارهای معاملاتی در آن قابل پیادهسازی است. این کارگزاری بهروزترین و حرفهایترین ابزارهای معاملاتی را ارائه میدهد.
فارکس فرصتهای زیادی برای کسب سود ارائه میدهد، اما همانند هر بازار مالی دیگر، دارای ریسکهایی است و نیاز به دانش، مهارت و احتیاط دارد. معاملهگران باید قبل از ورود به این بازار، آموزش فارکس را ببینند و با دید باز و استراتژیک بهمعامله بپردازند.
آیا میتوانیم معاملات فارکس را بدون ریسک کردن پول واقعی تمرین کنیم؟
بله، برخی از کارگزاریها حسابهای آزمایشی ارائه میدهند تا به شما کمک کنند شرایط واقعی بازار را در محیطی آزمایشی و بیخطر تجربه کنید. آموزش فارکس بههمراه یک حساب دمو، راهنمای شما برای حرفهای شدن محسوب میشوند.
آیا آموزش فارکس برای موفقیت کافی است؟
خیر، فقط آموزش فارکس کافی نیست. در حالی که آموزش میتواند دانش و مهارتهای اولیه را برای شروع معاملات فراهم کند، موفقیت در بازار فارکس نیازمند تجربه عملی، تمرین مداوم و توسعه یک استراتژی معاملاتی موثر است. همچنین، مدیریت ریسک و احساسات، درک شرایط بازار و توانایی تحلیل فنی و بنیادی، از جمله عوامل کلیدی هستند که باید به آنها توجه شود.
تریدرهای حرفهای چگونه آموزش دیدهاند؟
تریدرهای حرفهای فارکس معمولاً از طریق یک فرآیند آموزشی مداوم و جامع به مهارتهای خود دست یافتهاند که شامل موارد زیر است: + یادگیری مستمر؛ + تمرین و تجربه؛ + طراحی پلن معاملاتی؛ + مدیریت ریسک؛ + استفاده از استراتژیهای معاملاتی؛ + کنترل احساسات؛
در دنیای پیچیده و دائماً در حال تغییر معاملات، دو رویکرد برجسته به نامهای ICT و RTM بهعنوان نقشه راه برای موفقیت معاملهگران شناخته شدهاند. این دو سیستم، هر کدام با فلسفههای منحصربهفرد خود، ادعا میکنند کلید درک عمیقتری از بازارهای مالی را در اختیار معاملهگران قرار میدهند. ICT که توسط مایکل جی. هادلستون توسعهیافته، بر تحلیل تکنیکال و شناسایی سطوح کلیدی در بازار تمرکز دارد؛ جایی که معاملهگران اغلب وارد یا خارج از معاملات میشوند. در مقابل، RTM بر تحلیل قیمت و حجم دادهها تأکید دارد تا مناطقی را که در آن معاملهگران قیمتی فعال هستند، شناسایی کند و با دنبالکردن رهبری آنها، فرصتهای معاملاتی را بهدست آورد.
در این مقاله از مجله اپوفایننس بهترین بروکر ایرانی قصد داریم تا با بررسی دقیق و مقایسهای بین تفاوت ict و rtm، نوری بر آنها تابانده تا معاملهگران درک بهتری از اینکه کدام یک ممکن است بهترین انتخاب برای استراتژیهای معاملاتی آنها باشد، بهدست آورند. این مقاله به شما این امکان را میدهد که استراتژیهایی را انتخاب کنید که واقعاً با اهداف و سبک معاملاتی شما همخوانی دارند.
ICT چیست؟
مفهوم ICT در دنیای فارکس، به یک سیستم جامع و پیشرفته از تکنیکها و استراتژیهای تجاری گفته میشود که توسط مایکل هادلستون، یکی از معاملهگران برجسته بازار با بیش از دو دهه تجربه، پرورشیافته است. این اصطلاح، مخفف “معاملهگر دایره درونی” Inner Circle Trader است.
ICT به کاربرد دانش عمیق برای شناسایی و بهرهبرداری از حرکات کلیدی بازار توسط عوامل مؤثر در بازار اشاره دارد. استراتژیهای ICT بادقت در لحظات معینی از دورههای معاملاتی به کار گرفته میشوند که این امر بهمنظور تضمین وجود حجم کافی معاملات برای ایجاد تغییرات قیمتی بهصورت فوری و مؤثر است. در این رویکرد، تأکید ویژهای روی شناسایی نقاط قیمتی استراتژیک، بهرهگیری از زمانبندی دقیق و تحلیل جریان سفارشهای سازمانی قرار دارد تا امکان اسکالپینگ بازار با ریسک محاسبهشده و به نفع معاملهگران فراهم آید.
مفهوم ICT در دنیای فارکس، به یک سیستم جامع و پیشرفته از تکنیکها و استراتژیهای تجاری گفته میشود که توسط مایکل هادلستون، پرورشیافته است.
rtm چیست؟
سبک پرایس اکشن rtm که مخفف ReadTheMarket است، نهتنها یک اصطلاح در بازار فارکس است؛ بلکه به یک انجمن معاملهگری اشاره دارد که توسط IF Myante بنیانگذاری شده است. این انجمن، محیطی است برای تبادل دانش و تجربیات، باهدف همافزایی و دستیابی به موفقیتهای معاملاتی مشترک.
در RTM، اعتقاد بر این است که “قیمت، دادهای بنیادین است” و این مفهوم به معاملهگران کمک میکند تا با تحلیل دقیق قیمت و رفتار بازار، به درک عمیقتری از خواندن نمودارها و اتخاذ تصمیمات معاملاتی برسند. با فهم صحیح از حرکات بازیگران عمده بازار و شناسایی نشانههای پنهان آنها در نمودارها، معاملهگران میتوانند بادقت بیشتری مسیر حرکت قیمتها را پیشبینی کنند. RTM معاملهگران را در جهت تمرکز بر دادههای قیمتی و نیروهای عرضه و تقاضا راهنمایی میکند تا بتوانند به موفقیتهای بیشتری در معاملات دست یابند.
در چه شرایطی استفاده از ict و rtm توصیه میشود؟
استفاده از روشهای پرایساکشن ICT و RTM بستگی به شرایط معاملاتی و ترجیحات شخصی معاملهگر دارد. در اینجا برخی از تفاوتهای کلیدی و شرایط توصیه شده برای استفاده از هر روش را بررسی میکنیم و تفاوت ICT و RTM را تبیین مینماییم:
روش ICT
بنیانگذار مایکل هادلستون، با بیش از 30 سال تجربه معاملاتی؛
تمرکز بر رفتار بانکها و مؤسسات بزرگ مالی بهعنوان اسمارت مانی؛
از اندیکاتورها استفاده نمیکند. بر تحلیل ساختار بازار و نقاط کلیدی مانند اوردر بلاکها و سطوح نقدینگی تکیه دارد؛
مناسب برای معاملهگرانی که میخواهند رفتار بازیگران بزرگ بازار را شناسایی کرده و در جهت آنها حرکت کنند.
روش RTM
تمرکز بر الگوهای ساختاری بازار و تقویت شده سبک عرضه و تقاضا؛
پیچیدهتر و دارای جزئیات بیشتر نسبت به ICT است؛
به الگوهای قیمتی و ساختار بازار بدون استفاده از اندیکاتورها توجه دارد؛
مناسب برای معاملهگرانی که بهدنبال درک عمیقتری از نوسانات بازار و شکستهای قیمتی هستند.
بهطورکلی، روش ICT برای کسانی که میخواهند با شناسایی حرکات اسمارت مانی و بدون استفاده از اندیکاتورها معامله کنند، مناسب است.
در مقابل، روش RTM برای کسانی که بهدنبال درک پیچیدگیهای بازار و الگوهای ساختاری هستند و تمایل دارند زمان بیشتری را صرف تحلیل کنند، توصیه میشود. برای درک بهتر تفاوت ICT و RTM، باید به تاریخچه و اصول هر دو روش توجه کرد. در انتها معاملهگر باید با بررسی تفاوت ict و rtm، بهترین سیستم معاملاتی خود را انتخاب کند.
روش ICT برای کسانی که میخواهند با شناسایی حرکات اسمارت مانی و بدون استفاده از اندیکاتورها معامله کنند، مناسب است.
هر دو استراتژی ICT و RTM میتوانند ابزارهای قدرتمندی برای معاملهگران باشند، اما انتخاب استراتژی مناسب، بستگی به ترجیحات فردی، اهداف معاملاتی و سطح راحتی معاملهگر با تکنیکهای مختلف دارد. مقایسه دقیق تفاوت ict و rtm به شما این امکان را میدهد تا جنبههای متمایزکننده این دو رویکرد را شناسایی کرده و بر اساس آن، تصمیم بگیرید که کدام یک میتواند به بهترین شکل با سبک معاملاتی شما هماهنگ باشد. در تحلیل نهایی بین تفاوت ict و rtm در بازار فارکس، میتوان به موارد زیر توجه داشت:
تفاوت ict و rtm نگرش به بازار
دومین نکته در مسیر بررسی تفاوت ict و rtm، نگرش به بازار است. ICT رویکردی است که بر تجزیهوتحلیل دقیق اثرات نهادی و رفتار حرکتدهندگان اصلی بازار تمرکز دارد. این رویکرد بر این باور استوار است که با درک عمیقتر از نحوه تأثیرگذاری سازمانهای بزرگ بر قیمتها و جریانهای معاملاتی، معاملهگران میتوانند بادقت بیشتری نقاط ورود و خروج مطلوب را در بازار پیدا کنند.
ICT بهدنبال شناسایی الگوهایی است که میتوانند نشاندهنده حرکات بعدی بازار باشند، و از این طریق به معاملهگران اجازه میدهد تا با استفاده از این دانش، معاملاتی با احتمال موفقیت بالا انجام دهند.
از سوی دیگر، RTM به معاملهگران آموزش میدهد که چگونه با تحلیل دقیق قیمتها و بررسی عملکرد بازار بر اساس عواملی چون تقاضا و عرضه، به درک بهتری از جهتگیریهای بازار دست یابند. این رویکرد بر این اصل تأکید دارد که قیمتها تمام اطلاعات لازم برای تصمیمگیریهای معاملاتی را در خود دارند و با تحلیل صحیح قیمتها، میتوان به پیشبینیهای دقیقتری در مورد حرکات آتی بازار رسید. RTM به معاملهگران کمک میکند تا با تمرکز بر نمودارها و تحلیلهای قیمتی، فرصتهای معاملاتی را بادقت بیشتری شناسایی کنند.
تفاوت ict و rtm در استراتژیهای معاملاتی
ICT بر استفاده از مفهوم “killzones” تأکید دارد. منظور از killzones زمانهای خاصی در روز هستند که احتمال حرکت قابلتوجه قیمت بیشتر است. این مفهوم به معاملهگران این امکان را میدهد که با شناسایی این دورههای حساس، بهترین فرصتها برای ورود یا خروج از معاملات را تشخیص دهند. این دورهها معمولاً با باز و بستهشدن بازارهای مالی مهم جهانی همزمان هستند و میتوانند بهعنوان نقاط عطفی برای تغییرات قیمتی عمده عمل کنند.
استراتژی RTM بر آموزش معاملهگران برای تشخیص الگوها و سیگنالهای مخفی که توسط نهادهای بزرگ مالی ایجاد میشوند، متمرکز است. RTM به معاملهگران میآموزد که چگونه با تجزیهوتحلیل دقیق نمودارها، این سیگنالها را شناسایی کرده و از آنها برای پیشبینی حرکات بعدی قیمت بهره ببرند. این رویکرد میتواند به معاملهگران کمک کند تا با درک عمیقتری از نیروهای موجود در بازار، استراتژیهای معاملاتی خود را بهینهسازی کنند.
استراتژی RTM بر آموزش معاملهگران برای تشخیص الگوها و سیگنالهای مخفی که توسط نهادهای بزرگ مالی ایجاد میشوند، متمرکز است.
تفاوت ict و rtm در جامعه و پشتیبانی
مایکل هادلستون، بنیانگذار و مربی اصلی در حوزه ICT، پشتیبانی قابلتوجهی را برای جامعه فراهم میآورد. او باتجربه و دانش خود، راهنماییهای ارزشمندی را به اعضای جامعه ارائه میدهد تا آنها بتوانند در مسیر معاملهگری خود به موفقیتهای بیشتری دست یابند.
جامعه RTM که تحت رهبری IF Myante فعالیت میکند، یک محیط همکاری و اشتراکگذاری دانش است که به معاملهگران کمک میکند تا از تجربیات یکدیگر بهرهمند شوند. این جامعه بر اصول انتقال دانش و همافزایی تأکید دارد و معاملهگران را در رسیدن به اهداف حرفهای خودیاری میرساند.
تفاوت ict و rtm در منابع آموزشی
دورههای ICT شامل مجموعهای از محتوای آموزشی هستند که توسط استاد برجسته، مایکل هادلستون، تهیه و ارائه شدهاند. این محتوا با هدف ارتقا دانش و مهارتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) طراحی شده است تا شرکتکنندگان بتوانند در عرصههای حرفهای بهروز و رقابتی به موفقیت دست یابند.
منابع RTM این بخش، شامل منابع آموزشی متنوع و وبینارهای تخصصی است که توسط IF Myante و دیگر اعضای فعال جامعه RTM ارائه میگردد. این منابع بهمنظور فراهمآوردن دانش و اطلاعات عمیق در زمینههای مختلف تدوین شدهاند. شرکت در این وبینارها فرصتی استثنایی برای یادگیری از تجربیات و دانش افراد موفق و پیشرو است.
تفاوت ict و rtm در فلسفه معاملاتی
مفهوم ICT که مخفف “Inner Circle Trader” است، برگرفته از دانش عمیق و تجربیات گسترده مایکل هادلستون در عرصه معاملات سازمانی است. این رویکرد، با تأکید بر درک دقیق از نحوه عملکرد بازارهای مالی و استفاده از تکنیکهایی که توسط معاملهگران حرفهای به کار گرفته میشود، به معاملهگران کمک میکند تا به نتایج مطلوب دست یابند.
در مقابل، RTM که توسط IF Myante توسعهیافته، بر اصول خواندن بازار و تحلیل قیمت متمرکز است. این روش، با استفاده از تکنیکهای تحلیلی پیشرفته، به معاملهگران این امکان را میدهد تا با درک بهتری از رفتار قیمت و الگوهای بازار، تصمیمات معاملاتی آگاهانهتری بگیرند.
در نهایت بررسی تفاوت ict و rtm باید با هدف ارتقا مهارتهای تحلیلی معاملهگران و کمک به آنها برای انجام معاملات موفقتر باشد. انتخاب بین این دو رویکرد به سبک معاملاتی فردی و ترجیحات شخصی هر معاملهگر بستگی دارد. برخی ممکن است از تحلیلهای ICT لذت ببرند، درحالیکه دیگران ممکن است به تحلیل قیمتی RTM علاقهمند باشند.
بسیاری از معاملهگران حرفهای بر این باورند که درک تفاوت ICT و RTM میتواند در تصمیمگیریهای معاملاتی آنها تأثیرگذار باشد. هر دو رویکرد میتوانند ابزارهای قدرتمندی برای فهم بهتر بازارها و انجام معاملات موفقتر باشند.
اپوفایننس یک کارگزاری آنلاین فارکس است که خدمات متنوعی از جمله پلتفرم سوشیال ترید، اسپردهای رقابتی، و پشتیبانی ۲۴/۷ ارائه میدهد. همچنین، این کارگزاری دارای رگوله ASIC بوده و به حفاظت از سرمایه مشتریان تعهد دارد. بروکر اپوفایننس یکی از بروکرهایی است که معاملهگران میتوانند برای انجام معاملات خود از دو سبک پرایساکشن ICT و RTM بهره ببرند.
آیا ICT و RTM برای تمام بازارهای مالی قابلاستفاده هستند؟
بله، بررسی تفاوت ICT و RTM نشان میدهد که هر دو روش میتوانند در بازارهای مختلف، مانند فارکس، سهام، و کریپتوکارنسیها بهکار روند.
آیا ICT و RTM برای معاملات بلندمدت مناسب هستند؟
با بررسی تفاوت ICT و RTM متوجه میشویم که هر دو روش میتوانند برای معاملات بلندمدت مورداستفاده قرار گیرند، اما ممکن است نیاز به تنظیمات خاصی داشته باشند.
در دنیای معاملات، استراتژیهای متعددی برای تحلیل و پیشبینی بازارهای مالی وجود دارد. یکی از این روشها، ستاپ معاملاتی RTM است که با فلسفهای ساده اما قدرتمند، تحولی در نگرش معاملهگران بازار ایجاد کرده است. RTM بر این باور است که قیمت همه چیز است و تمامی اطلاعات لازم برای تصمیمگیریهای معاملاتی را در خود دارد.
در این مقاله از مجله اپوفایننس بهترین بروکر فارکس، ما به بررسی اصول اولیه RTM و چگونگی استفاده از آن برای خواندن بازار و اتخاذ تصمیمات معاملاتی هوشمندانه خواهیم پرداخت. هدف ما این است که شما را با یکی از جذابترین و کاربردیترین ستاپهای معاملاتی آشنا کرده و نشان دهیم که چگونه میتوانید با استفاده از ستاپهای معاملاتی rtm، به یک معاملهگر موفق تبدیل شوید. پس با ما همراه باشید تا دریچهای نو بهسوی بازارهای مالی بگشایید.
ستاپ معاملاتی RTM چیست؟
استراتژی معاملاتی RTM در فارکس، رویکردی است که بر تحلیل بازار و تصمیمگیری بر اساس قیمت تمرکز دارد. این استراتژی بر این باور است که قیمت همه چیز را نشان میدهد و تلاش میکند تا حرکات قیمت را پیش از وقوع آنها پیشبینی کند. این استراتژی توسط IF Myante توسعهیافته و به افراد کمک میکند تا با تمرین و انجام تکالیف، توانایی خواندن نمودارهای قیمت را بهدست آورند.
سبک rtm مخفف چیست؟
مخفف RTM بهمعنای Read The Market است که معنای خواندن بازار در معاملات فارکس را میدهد. این عبارت برای توصیف یک رویکرد تحلیلی بهکار میرود که طی آن، معاملهگران بهدنبال درک و تفسیر الگوهای قیمتی و رفتار بازار هستند تا بتوانند تصمیمات معاملاتی آگاهانهتری بگیرند. در این روش، تمرکز اصلی بر روی شناسایی نقاط کلیدی بازار است که میتوانند نشاندهنده تغییرات مهم در عرضه و تقاضا باشند. با تحلیل دقیق این نقاط، معاملهگران میتوانند فرصتهای معاملاتی مطلوب را شناسایی کرده و با استفاده از این دانش، به سودآوری در بازارهای مالی دست یابند.
اصطلاحات ستاپ معاملاتی RTM
در ستاپ های معاملاتی rtm، مفاهیمی مانند Flag Limit، FTR، BSZ ، MPL، Quasimodo و Compression معاملاتی پیشرفته تعریف شدهاند که همگی برای درک بهتر بازار و پیشبینی حرکات قیمتی بهکار میروند. این استراتژی به افراد کمک میکند تا با تمرین و انجام تکالیف، توانایی خواندن نمودارهای قیمت را بهدست آورده و در نهایت، این توانایی به یک مهارت طبیعی برای آنها تبدیل میشود.
سبک پرایساکشن rtm و استراتژیهای این سبک
ستاپ معاملاتی RTM تلاش میکند تا با فهمیدن قطعات پازل بازار، حرکات قیمت را پیش از وقوع آنها پیشبینی کند. این رویکرد به تریدرها کمک میکند تا با تمرکز بر قیمت و حرکات آن، بدون توجه به عوامل بیرونی، تصمیمات معاملاتی آگاهانهتری اتخاذ کنند. برخی از مفاهیم کلیدی که در استراتژی RTM تعریف شدهاند، عبارتاند از:
FTR
FTR، مخفف Failure To Return است. این اصطلاحی است که در تحلیل بازارهای مالی بهکاررفته و به مناطق خاصی از نمودار قیمت اشاره دارد. این مناطق که معمولاً بهعنوان نواحی عرضه (Supply) یا تقاضا (Demand) شناخته میشوند، نقاطی هستند که قیمت پس از دورشدن از آنها، بدون بازگشت به سطح قبلی، به آن نواحی بازمیگردد. این رویداد میتواند نشاندهنده یک تغییر قدرت بین خریداران و فروشندگان باشد و اغلب توسط معاملهگران برای شناسایی فرصتهای معاملاتی موردتوجه قرار میگیرد. در واقع، FTR میتواند بهعنوان یک سیگنال برای پیشبینی حرکات قیمتی آتی در بازارهای مالی مورداستفاده قرار گیرد.
Failure To Return اصطلاحی است که در تحلیل بازارهای مالی بهکاررفته و به مناطق خاصی از نمودار قیمت اشاره دارد.
الگوی Quasimodo و الگوی Diamond
الگوی Quasimodo و الگوی Diamond دو تکنیک پیشرفته در ستاپ معاملاتی RTM هستند که توسط معاملهگران برای شناسایی بهترین نقاط ورود و خروج در معاملات استفاده میشوند. الگوی Quasimodo که گاهی اوقات بهعنوان الگوی سر و شانههای وارونه شناخته میشود، زمانی رخ میدهد که سطح قیمتی خاصی پس از یک حرکت صعودی یا نزولی قوی، شکسته شود و سپس قیمت به آن سطح بازگردد، ولی نتواند آن را مجدداً شکسته و از آن عبور کند. این الگو میتواند نشاندهنده یک تغییر در روند بازار و فرصتی برای ورود یا خروج از معامله باشد.
در مقابل، الگوی Diamond که بهخاطر شکل ظاهری آن به این نام معروف است، زمانی تشکیل میشود که قیمتها پس از یک دوره نوسانات شدید، شروع به تشکیل یک الگوی چهارضلعی میکنند که از دو مثلث تشکیل شده است. این الگو معمولاً در اوج یکروند صعودی یا در کف یکروند نزولی ظاهر میشود و میتواند بهعنوان یک سیگنال برای برگشت روند یا ادامه روند فعلی تلقی شود. استفاده از این الگوها میتواند بهمعاملهگران کمک کند تا بادقت بیشتری نقاط ورود و خروج معاملاتی خود را تعیین کنند و بهاینترتیب، مدیریت ریسک و استراتژیهای معاملاتی خود را بهبود بخشند.
الگوی Diamond، زمانی تشکیل میشود که قیمتها پس از یک دوره نوسانات شدید، شروع به تشکیل یک الگوی چهارضلعی متشکل از دو مثلث میکنند.
BSZ که مخفف Buy/Sell Zone یا منطقه خرید/فروش است، از استراتژیهای ستاپ معاملاتی RTM است و به بخشهایی از نمودار قیمت اشاره دارد که در آنها احتمال تغییر جهت حرکت قیمتها بالا است. این مناطق معمولاً در نتیجه تجمع سفارشهای خرید یا فروش در یک سطح قیمتی خاص شکلگرفته و میتوانند نشاندهنده حضور فعالان بازار بانفوذ بالا باشند. وقتی قیمت به این مناطق نزدیک میشود، احتمال دارد که بهدلیل وجود سفارشهای عمده، شاهد یک واکنش قوی و تغییر جهت قیمت باشید.
معاملهگران از این مناطق بهعنوان نقاط استراتژیک برای تعیین نقاط ورود یا خروج از معاملات استفاده میکنند، زیرا این مناطق میتوانند فرصتهای معاملاتی مطلوبی را فراهم آورند. همچنین، BSZ میتواند بهعنوان یک ابزار مدیریت ریسک عمل کند، زیرا معاملهگران میتوانند باتوجهبه رفتار قیمت در این مناطق، تصمیمات آگاهانهتری در مورد حفظ یا بستن موقعیتهای معاملاتی خود اتخاذ کنند. در نهایت، تحلیل دقیق BSZ میتواند بهمعاملهگران کمک کند تا با شناسایی الگوهای قیمتی و تغییرات بالقوه در عرضه و تقاضا، استراتژیهای معاملاتی سبک ترید rtm مؤثرتری را پیادهسازی نمایند.
MPL (Maximum Pain Level)
MPL که مخفف Maximum Pain Level یا سطح درد حداکثری است، به نقطهای در بازارهای مالی اشاره دارد که در آن بیشترین تعداد معاملهگران متحمل ضرر میشوند. این سطح معمولاً در ارتباط با قراردادهای گزینهای (Options) مورد بررسی قرار میگیرد و به قیمتی اشاره دارد که در آن، ارزش تجمعی گزینههای باز در حال انقضا به حداقل میرسد. این پدیده میتواند ناشی از این واقعیت باشد که بازار بهگونهای حرکت کرده که بیشترین تعداد گزینهها بیارزش یا کمارزش شوند. در نتیجه به ضرر دارندگان تمام میشود.
معاملهگران ممکن است از این نظریه برای تعیین ستاپهای معاملاتی rtm خود استفاده کنند، بهویژه هنگامی که بهدنبال مدیریت ریسک و تعیین نقاط ورود و خروج معاملاتی هستند. در نهایت، درک MPL میتواند بهمعاملهگران کمک کند تا با شناسایی سطوح کلیدی قیمت و تغییرات بالقوه در بازار، تصمیمات معاملاتی آگاهانهتری اتخاذ نمایند.
Compression
در ستاپ معاملاتی RTM، فشردگی قیمتی به شرایطی در بازارهای مالی اشاره دارد که در آن قیمت یک دارایی در یک دامنه نوسانی بسیار محدود و تنگ، برای مدت طولانی حرکت میکند. این وضعیت معمولاً نشاندهنده یک دورهی آرامش و کمتحرک در بازار است که معاملهگران و سرمایهگذاران را در انتظار یک حرکت قیمتی قدرتمند و معنادار قرار میدهد. اغلب اوقات، فشردگی قیمتی بهعنوان پیشزمینهای برای یک حرکت بزرگ قیمتی در نظر گرفته میشود که میتواند نتیجه تجمع اطلاعات جدید، تغییرات در عرضه و تقاضا، یا تغییرات در روندهای کلان اقتصادی باشد. در نتیجه، معاملهگران بهدقت بهدنبال نشانههایی هستند که میتواند این حرکت قیمتی را پیشبینی کرده و بر اساس آن استراتژیهای معاملاتی خود را تنظیم کنند.
در ستاپ معاملاتی RTM، فشردگی قیمتی به شرایطی اشاره دارد که در آن قیمت یک دارایی در یک دامنه نوسانی بسیار محدود و تنگ، برای مدت طولانی حرکت میکند.
کندلها در ستاپ معاملاتی RTM
در سبک ترید rtm، ترکیب کندلها برای شناسایی نقاط ورود و خروج مهم است. برای ترکیب کندلها، قیمت باز شدن کندل اول و قیمت بستهشدن کندل آخر به همراه بالاترین و پایینترین قیمتهایی که در بین کندلها رخداده، مورداستفاده قرار میگیرد.
کندل مومنتوم (Momentum Candle)
یکی دیگر از انواع ستاپ معاملاتی RTM، کندل مومنتوم است. کندل مومنتوم بهعنوان نمادی از قدرت و تسلط در بازار معاملات محسوب میشود. این کندل نشاندهنده حضور قاطع و محکم خریداران یا فروشندگان در یک دوره زمانی مشخص است. این کندلها که از بدنهای بزرگ و سایههای نسبتاً کوچک تشکیل شدهاند، بیانگر این واقعیت هستند که یکی از دو گروه مذکور توانسته با قدرتی برتر، نقش مهمی در تعیین جهت حرکت قیمتها ایفا کند.
بدنه بزرگ کندل که معمولاً به رنگ سبز (برای خریداران) یا قرمز (برای فروشندگان) است، نمایانگر حجم معاملات قابلتوجهیست که در آن دوره زمانی صورتگرفته و به ما میگوید که قدرت بازار در دست کدام طرف است. این کندلها اغلب در نقاط کلیدی بازار ظاهر میشوند و میتوانند نشانههایی از تغییرات احتمالی در روند بازار باشند.
کندل بیس (Base Candle)
کندلهای بیس بهعنوان نمادی از توازن یا کشمکش میان نیروهای خریدوفروش در بازار شناخته میشوند. این کندلها معمولاً با بدنهای کوچکتر از حد معمول همراه هستند، بهطوریکه اندازه کلی بدنه کمتر از مجموع سایههای بالا و پایین آن است. این ویژگی نشان میدهد که در آن لحظات خاص، هیچ یک از طرفین (خریداران یا فروشندگان) قدرت مطلق را در دست ندارند و بازار در یک حالت عدم قطعیت بهسر میبرد.
در نتیجه، تصمیمگیری برای سرمایهگذاران میتواند دشوار باشد، زیرا جهتگیری بعدی بازار کمتر قابلپیشبینی است. این کندلها میتوانند نشانهای از تغییر احتمالی در روند بازار باشند. این کندل اغلب بهعنوان نقاط کلیدی برای تحلیلگران فنی محسوب میشوند که ممکن است بهدنبال شناسایی نقاط عطف یا تأییدیههای بیشتر برای تصمیمگیریهای معاملاتی خود باشند.
کندلهای ERC و NRC
کندلهای ERC (Engulfing Reaction Candle) و NRC (New Reaction Candle) این دو نوع کندل در تحلیل تکنیکال RTM (Reactive Trading Method) از اهمیت بالایی برخوردار هستند. کندلهای ERC بهعنوان نشانگرهای مناطق واکنشی شناخته میشوند که در آنها، فعالیتهای قبلی بازار باعث ایجاد حمایت یا مقاومت میشود. این مناطق بهدلیل تجمع سفارشها درگذشته، میتوانند نقاط کلیدی برای واکنشهای قیمتی در آینده باشند.
از طرف دیگر، کندلهای NRC مناطق تازه یا دستنخورده را نشان میدهند که هنوز توسط فعالیتهای قبلی بازار لمس نشدهاند. این مناطق میتوانند فرصتهای معاملاتی جدیدی را به وجود آورند، زیرا احتمال دارد که سفارشهای تجمعی در این مناطق وجود نداشته باشد.
در نتیجه، حرکت قیمتی قویتر و سریعتری را تجربه کنند. در تحلیل ستاپ معاملاتی RTM، شناسایی این مناطق و درک نحوه تعامل آنها با سطوح کلیدی دیگر، میتواند بهمعاملهگران کمک کرده تا فرصتهای معاملاتی با احتمال موفقیت بالا را شناسایی کنند. این کندلها، همچنین میتوانند بهعنوان نقاط ورود یا خروج معاملاتی مورداستفاده قرار گیرند، بسته به اینکه چگونه با الگوهای قیمتی دیگر و شاخصهای تکنیکال ترکیب شوند.
در تحلیل ستاپ معاملاتی RTM، شناسایی مناطق ERC و NRC، میتواند بهمعاملهگران کمک کرده تا فرصتهای معاملاتی با احتمال موفقیت بالا را شناسایی کنند.
کندل گپ (Gap Candle)
کندل گپ بهعنوان یکی از پدیدههای جالب و مهم در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی شناخته میشود. این کندل در لحظاتی به وجود میآید که فضای خالی قابلتوجهی بین قیمت بستهشدن کندل قبلی و قیمت باز شدن کندل جدید مشاهده میشود. این فاصله که بهعنوان گپ شناخته میشود، میتواند نشاندهنده تغییرات ناگهانی و قابلملاحظه در عرضه و تقاضا باشد.
وقتی کندل جدید با فاصلهای دور از نقطه پایانی کندل قبلی آغاز میشود، این امر میتواند نشاندهنده ورود سریع و قدرتمند خریداران یا فروشندگان جدید به بازار باشد که میخواهند موقعیتهای معاملاتی خود را بهسرعت تثبیت کنند. کندلهای گپ اغلب در پی اخبار مهم اقتصادی یا رویدادهای بنیادی که بر روی بازار تأثیر میگذارند، شکل میگیرند و میتوانند بهعنوان نشانههایی برای تغییرات بزرگ در روند بازار تلقی شوند. تحلیلگران از این کندلها برای شناسایی فرصتهای معاملاتی استفاده کرده و درعینحال، بهدنبال تأییدیههای بیشتری برای اطمینان از صحت سیگنالهای ارائه شده توسط این نوع کندلها هستند.
تحلیل کندل گپ
مزایا و معایب ستاپ معاملاتی RTM
ستاپ معاملاتی RTM و تمام استراتژیهای موجود در بازار، مزایا و معایب خاص خود را دارند. در این قسمت از مقاله ستاپهای معاملاتی rtm، به مزایا و معایب استراتژی معاملاتی RTM (Read The Market) میپردازیم
مزایا
تمرکز کامل بر قیمت: ستاپ معاملاتی RTM بر این اصل استوار است که قیمت، مهمترین عنصر در تحلیل بازارهای مالی است. این رویکرد، بررسی دقیق نمودارهای قیمتی را در مرکز توجه قرار میدهد و از تکیه بر شاخصها و ابزارهای فنی متداول که ممکن است تصویری پیچیده و گاهی انحرافی از حرکات بازار ارائه دهند، صرفنظر میکند. این دیدگاه تأکید دارد که معاملهگران میتوانند بادقت بیشتری به تحلیل خالص قیمت و تشخیص الگوهای قیمتی کلیدی در پیشبینی حرکات آتی بازار پرداخته و از این راه، استراتژیهای معاملاتی مؤثرتری را تدوین نمایند.
شناسایی نقاط کلیدی بازار: با استفاده از ستاپهای معاملاتی rtm، معاملهگران میتوانند با تحلیل الگوهای قیمتی و حجم معاملات، مناطقی را که احتمال دارد معاملهگران بزرگ و بازیگران بازار در آن فعالیت کنند، شناسایی کنند. این مناطق معمولاً بهعنوان نقاط حمایت و مقاومت شناخته میشوند و میتوانند نقاط ورود بهمعاملات جدید یا خروج از معاملات فعلی را نشان دهند. استراتژی RTM بهمعاملهگران کمک میکند تا با شناسایی این نقاط کلیدی، تصمیمات معاملاتی آگاهانهتری بگیرند و از حرکات قیمتی ناگهانی که ممکن است بهدلیل ورود یا خروج حجم بزرگی از سرمایه رخ دهد، بهرهمند شوند. در نهایت، این استراتژی بهمعاملهگران این امکان را میدهد تا با دیدی بازتر و دقیقتر به بازار نگاه کرده و از فرصتهایی که بازار ارائه میدهد، به نحو احسن استفاده کنند.
یادگیری عمیق: دورههای یادگیری عمیق سبک ترید rtm، فرصتی استثنایی برای فراگیری مهارتهای پیشرفته در تحلیل و خواندن نمودارهای قیمتی ارائه میدهند. این دورهها به شما این امکان را میدهند تا با استفاده از تکنیکهای تخصصی و دقیق، حرکات قیمتی را نهتنها بهصورت بصری تشخیص داده، بلکه قادر به پیشبینی تغییرات آتی بازار قبل از وقوع آنها باشید. این برنامه آموزشی، تأکید ویژهای بر تحلیلهای عمقی و استراتژیک دارد و کمک میکند تا با درک بهتر الگوهای قیمتی و دینامیکهای بازار، تصمیمگیریهای معاملاتی مؤثرتری داشته باشند. از این طریق، معاملهگران میتوانند با اطمینان بیشتری در بازارهای مالی حضور یابند و به موفقیتهای قابلتوجهی دست یابند.
معایب
فرایند یادگیری و تسلط بر RTM: دستیابی به مهارتهای لازم برای تسلط بر روش سبک ترید rtm، میتواند یک فرایند زمانبر باشد. این مسیر آموزشی، نیازمند ساعتها تمرین مستمر و تحلیل دقیق نمودارهای قیمتی است. معاملهگران باید زمان قابلتوجهی را صرف مطالعه و بررسی الگوهای بازار کنند تا بتوانند با درک عمیقتری از دینامیکهای بازار، استراتژیهای معاملاتی خود را بهینهسازی کنند. این تلاش و پشتکار در نهایت به توانایی پیشبینی حرکات قیمتی بادقت بالاتر و اتخاذ تصمیمات معاملاتی هوشمندانهتر منجر میشود. در حقیقت، یادگیری RTM فراتر از یک مهارت ساده است؛ این یک سفر آموزشی است که در آن، معاملهگران با تمرین و تجربه، به درک عمیق از بازار دستیافته و میتوانند با اعتمادبهنفس بیشتری در معاملات خود قدم بردارند.
پیچیدگی برخی از مفاهیم: درک این مفاهیم میتواند در ابتدا دشوار باشد، اما با مطالعه و تمرین مداوم، معاملهگران تازهکار میتوانند تسلط بیشتری بر استراتژی RTM پیدا کنند و از این دانش برای بهبود تصمیمگیریهای معاملاتی خود استفاده کنند. این مفاهیم پیچیده، هنگامی که بهدرستی فهمیده و بهکار گرفته شوند، میتوانند ابزارهای قدرتمندی برای تجزیهوتحلیل بازار و انجام معاملات موفق باشند.
ریسک سوءتفاهم در استفاده از منابع آموزشی RTM: استفاده از منابع آموزشی نامعتبر میتواند به سوءتفاهمهایی در فرایند یادگیری ستاپ معاملاتی RTM منجر شود. این امر میتواند موجب شود که معاملهگران نتوانند مفاهیم کلیدی و استراتژیهای مرتبط را بهدرستی درک کنند. در نتیجه، این عدم درک صحیح، میتواند بر توانایی آنها در استفاده مؤثر از این روشها در معاملات واقعی تأثیر منفی بگذارد. بنابراین برای جلوگیری از چنین مشکلاتی، حیاتی است که معاملهگران بهدنبال منابع معتبر و تأیید شده باشند که توسط متخصصان و معاملهگران باتجربه در زمینه RTM تهیه شدهاند. این اقدام به آنها کمک میکند تا دانش و مهارتهای لازم برای تحلیل دقیق بازارها و اتخاذ تصمیمات معاملاتی مبتنی بر اطلاعات صحیح را کسب کرده و در نهایت، به موفقیتهای پایدار در معاملات دست یابند.
اپوفایننس یک پلتفرم مالی است که خدمات مختلفی، از جمله ابزارهای تحلیل بازار و معاملات را ارائه میدهد. استراتژی معاملاتی RTM که بر پایه پرایساکشن و تشخیص مناطق عرضه و تقاضا در نمودار قیمتها استوار است، میتواند با استفاده از ابزارهای تحلیلی اپوفایننس تقویت شود. بهعبارتدیگر، اپوفایننس با فراهمکردن ابزارها بهمعاملهگران کمک میکند تا نقاط کلیدی بازار را که در استراتژی RTM به آنها اشاره میشود، بهتر شناسایی کرده و تصمیمات معاملاتی دقیقتری بگیرند. این ابزارها میتوانند شامل تحلیلهای تکنیکال، نمودارهای قیمتی پیشرفته و سایر منابع اطلاعاتی باشند که در تحلیل بازار و پیشبینی حرکات قیمتی مفید هستند.
چه مدت زمانی لازم است تا مهارتهای RTM را بهخوبی یاد بگیرید؟
زمان یادگیری بستگی به تلاش و تمرین شخصی دارد. برخی افراد ممکن است چند ماه و برخی دیگر ممکن است چند سال نیاز داشته باشند.
آیا RTM تضمینی برای موفقیت در معاملات است؟
هیچ استراتژی معاملاتی نمیتواند موفقیت را تضمین کند. RTM ابزاری است برای بهبود تصمیمگیریهای معاملاتی، اما موفقیت نهایی به مدیریت ریسک و انضباط معاملاتی بستگی دارد.
دولتها برای مهار تورم و توسعه ثبات اقتصادی، رویکردهای مختلفی را اتخاذ میکنند. این رویکردها توسط بانکهای مرکزی کشورها اعمال میشوند که به آنها سیاستهای انقباضی و انبساطی میگویند. سیاستهای پولی انبساطی و انقباضی بانکهای مرکزی، بهطور مداوم در حال تغییر است تا با توجه به آمارها و گزارشها، میزان تورم در کشور کنترل شود و رشد اقتصادی ثبات پیدا کند. این سیاستها با ابزارهایی همچون کنترل نرخ بهره، اوراق قرضه و سایر روشها انجام میشود. در این مقاله از مجله اپوفایننس بهترین بروکر فارکس به معرفی سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی و روش اجرای آنها میپردازیم، پس با ما همراه باشید.
در میان بروکرهای ارائهدهنده خدمات معاملهگری، بروکر اپوفایننس از اعتبار بالایی برخوردار است. این مجموعه تمامی ابزارهای معاملاتی از جمله فارکس، ارزهای دیجیتال، سهامهای بینالمللی و کالاها را با کمترین اسپرد و کمیسیون به کاربران ایرانی ارائه میدهد. با ثبتنام در این کارگزاری، میتوانید از خدمات سوشال ترید و کپی ترید بدون پرداخت کارمزد بهرهمند شوید.
سیاست پولی چیست؟
بانک مرکزی برای توسعه رشد اقتصادی و حفظ ارزش پول کشور، اقدام به اتخاذ سیاستهای پولی میکند. سیاستهای پولی مجموعه رویکردهایی است که برای کنترل نرخ تورم، حفظ ارزش پول و ثبات اقتصادی توسط بانک مرکزی اعمال میشود و کشور را از نظر مالی در وضعیت مناسب قرار میدهد. با اعمال این سیاستها تورم کاهش پیدا میکند، ارزش پول ملی بالا میرود و نرخ بیکاری کم میشود. رشد کسبوکار و گردش مالی در کشور رابطه مستقیم با سیاستهایی دارد که دولت از طریق بانک مرکزی اجرا میکند و این سیاستها بهصورت انقباضی و انبساطی در حال تغییر هستند.
انواع سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی
پول مهمترین ابزار یک کشور برای ایجاد ثبات در اقتصاد است. ثبات اقتصادی باعث جذب سرمایه و شکوفا شدن صنایع تولیدی میشود و به رفاه عمومی کمک میکند. اما رشد اقتصادی فقط نتیجه سیاستهای پولی انبساطی نیست، بلکه گاهی کشورها با اعمال سیاستهای انقباضی به رشد و ثبات اقتصاد کمک میکنند.
سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی، دو سیاست پولی هستند که در زمانهای مختلف برای بهبود شرایط کشور اعمال میشوند. این سیاستها با کنترل حجم پول، تورم و تبعات آن را در کشور متعادل میکنند. سیاست انبساطی با هدف رشد اقتصادی، حجم پول در گردش را افزایش میدهد و سیاست انقباضی با هدف کاهش تورم، حجم پول در گردش را کم میکند. این دو سیاست که در خلاف یکدیگر اعمال میشوند، هر کدام تبعاتی دارند که در ادامه بهطور جداگانه بررسی میکنیم.
در سیاست پولی انبساطی، بانک مرکزی با هدف توسعه و رشد اقتصادی کشور، اقدام به چاپ پول و کاهش نرخ بهره میکند.
از میان سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی، منظور از سیاست پولی انبساطی، رویکردی است که در آن، بانک مرکزی با هدف توسعه و رشد اقتصادی کشور، اقدام به چاپ پول و کاهش نرخ بهره میکند. چنین اقدامی باعث افزایش پول در گردش میشود که رشد کسبوکارها را در پی دارد. رشد کسبوکارها در یک کشور، نشانه رشد اقتصاد و قدرتمندشدن صنعت و تولیدات است. گسترش فعالیتهای اقتصادی در کشور، برخی اهداف از جمله کاهش نرخ بیکاری را دنبال میکنند.
مثالی از سیاست پولی انبساطی: کاهش نرخ بیکاری، یکی از اهداف مهم بانک مرکزی در رویکرد انبساطی است. بانک مرکزی برای رشد اقتصادی کشور، اقدام به کاهش نرخ بهره میکند و همین امر باعث میشود تا سرمایهداران بهجای قراردادن پول در حساب بانکی، به سراغ سرمایهگذاری تولیدی و صنعتی بروند. با گردش پول در جامعه، چرخ تولید به حرکت درمیآید و باعث میشود تا نیاز به نیروی کار افزایش پیدا کند. با افزایش جذب نیرو برای کار، بیکاری کاهش پیدا میکند و صنایع شکوفا میشوند.
سیاست پولی انقباضی
از میان سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی، سیاست انقباضی در نقطه مقابل سیاست پولی انبساطی قرار دارد و به رویکردی گفته میشود که در آن، بانک مرکزی سعی میکند نرخ تورم را کنترل کند. تورم باعث افزایش قیمتها میشود و ارزش پول ملی را کاهش میدهد. در چنین وضعیتی بانک مرکزی باید بتواند ارزش پول ملی را حفظ کند و برای همین به سراغ سیاستهای مالی انقباضی میرود. در این سیاست، افزایش نرخ بهره کارساز است و کمک میکند تا با کنترل حجم پول در گردش، تورم را کاهش دهد.
مثالی از سیاست پولی انقباضی: کنترل نرخ تورم، یک هدف مهم برای بانک مرکزی محسوب میشود. در واقع بانک مرکزی برای آنکه بتواند اقتصاد را به حالت متعادل بازگرداند، اقدام به افزایش نرخ بهره و در نتیجه کاهش سرمایهگذاری میکند. با کاهش سرمایهگذاری، تقاضا کم میشود و سرمایهگذاران اقدام به پسانداز پول در بانکها میکنند. سیاست انقباضی باعث جمعشدن مقدار مشخص پول در گردش از جامعه میشود تا به کاهش تورم کمک کند.
در سیاست انقباضی، بانک مرکزی سعی میکند نرخ تورم را کنترل کند.
ابزارهای سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی
سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی توسط ابزارهای متنوعی اجرا میشود. این ابزارها، تکنیکها و دستورالعملهایی برای اجرای سیاستهای پولی محسوب میشوند که بر اقتصاد و پول تاثیر میگذارند. این ابزارها شامل کنترل نرخ بهره بانکی، عملیات بازار باز و ذخیره قانونی است که در ادامه هر کدام را توضیح میدهیم.
کنترل نرخ بهره: بهره به میزان سودی گفته میشود که بانک به ازای سپردهگذاری مردم در مدت معین به آنها پرداخت میکند. این نرخ مطابق با دستورات بانک مرکزی متغیر است و افزایش یا کاهش آن تاثیر مستقیم بر اقتصاد دارد. بانک مرکزی با مشاهده تورم در اقتصاد کشور، اقدام به افزایش نرخ بهره میکند. با افزایش نرخ بهره، مردم برای سپردهگذاری در بانک ترغیب میشوند، زیرا سود بیشتری کسب میکنند. اگر با اعمال سیاستهای تورمزا وارد رکود و بیکاری شویم، بانک مرکزی با کاهش نرخ تورم سعی در شکوفایی صنایع و کسبوکارها میکند تا نرخ بیکاری کاهش پیدا کند. این رویکرد از سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی، باعث میشود سرمایه از بانکها به سمت سرمایهگذاری در تولیدات و صنایع سرازیر شود و همین امر باعث رشد اقتصادی میشود. برای حفظ ثبات اقتصادی، معمولا حکومتها نرخ تورم را در یک مقدار ثابت نگه میدارند. از طرفی تاثیر نرخ بهره و سیاستهای بانک مرکزی بر فارکس را نباید نادیده گرفت، زیرا افزایش یا کاهش نرخ بهره بر ارزش ارز یک کشور نسبت به یک کشور دیگر اثرگذار است.
عملیات بازار باز: معمولا اقتصاد جامعه یا به سمت رکود میرود یا وارد تورم میشود که بانکهای مرکزی برای مقابله با آن، روشهای متنوعی را اتخاذ میکنند. دومین روش برای رسیدن به ثبات اقتصادی کشور، خریدوفروش اوراق مشارکت است. بانکهای مرکزی با فروش اوراق مشارکت به مردم، آنها را در سود معینی شریک میکنند. این سود معین که برای اوراق مشارکت درنظر گرفته میشود، پول را از دست مردم خارج میکند و تورم را کاهش میدهد. بانکهای مرکزی در زمان رکود نیز با خرید اوراق مشارکت، باعث تزریق پول بهجامعه و افزایش کسبوکارها میشوند که به رشد اقتصادی کمک میکند. نگاه بانکهای مرکزی به برگه اوراق مشارکت و سیاستهای پشت آن، دقیقا شبیه به کنترل نرخ بهره است؛ با این تفاوت که «عملیات بازار باز» یک اعمال نفوذ مستقیم دولتها در مواجهه با مردم است. با اینحال اوراق مشارکت میتواند سودده باشد و خریدوفروش آن نسبت به سایر روشها آسانتر است.
میزان ذخیره قانونی: از جمله ابزارهای غیرمستقیم سیاست پولی و سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی، ذخیره قانونی یا الزامی است که بانکهای تجاری را ملزم به سپردهگذاری معینی در بانک مرکزی میکند. این سیاست با هدف امن نگهداشتن دارایی مردم در بانکها است. اگر بانکی اعلام ورشکستگی کند، دولت با استفاده از میزان سپرده آن بانک در بانک مرکزی طلب سرمایهگذاران را پرداخت میکند. ذخیره قانونی بخشی از سپرده سرمایهگذاران نزد بانکهای مختلف است که در بانک مرکزی نگهداری میشود.
از ذخیره قانونی برای کاهش قدرت وامدهی بانکهای تجاری استفاده میشود. اگر نرخ ذخیره قانونی افزایش پیدا کند، به طبع آن بانکهای تجاری باید پول بیشتری در بانک مرکزی ذخیره کنند و همین امر باعث میشود تا صدور وام برای مردم سخت شود. اما با کاهش نرخ ذخیره قانونی، بانکها میتوانند تسهیلات و وامهای بهتری به مشتریان خود بدهند و چرخه تولید در صنایع رونق پیدا کند.
هدف ذخیره قانونی، امن نگهداشتن دارایی مردم در بانکها است.
اهداف سیاستهای پولی و سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی
نهاد اجرایی سیاستهای پولی، بانک مرکزی است. اهداف کلی بانک مرکزی از اجرای این سیاستها، در قدم اول حفظ ارزش پول ملی و سپس کمک به توسعه و رشد اقتصادی است. در واقع بانک مرکزی با پیگیری سیاستهای انقباضی و انبساطی، سعی در کاهش تورم و نرخ بیکاری دارد؛ اما هر دوی این اهداف در یک مسیر نیستند. برای همین ثبات در اقتصاد یک موضوع مهم است که میتواند از تورم جلوگیری کند و از طرفی بیکاری را نیز کاهش دهد. لازمه حفظ ثبات اقتصادی، اجرای سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی است.
تفاوت سیاستهای پولی و مالی
سیاست مالی به عملکرد دولت و هزینههایش مربوط است و نظام پرداختها و مالیات دولتی را تعریف میکند. این سیاست به دو نوع سیاست مالی انبساطی و سیاست مالی انقباضی تقسیم میشود. زمانی که هزینههای دولت از درآمدهای مالیاتی بیشتر است، سیاستهای مالی انبساطی در نظر گرفته میشود. با کاهش هزینهها نسبت به درآمدهای مالیاتی دولت، سیاست مالی انقباضی اعمال میشود. در کنار سیاست مالی، سیاست پولی قرار دارد که مستقیما نرخ بهره را مدیریت میکند و باعث رشد اقتصادی میشود.
سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی با هدف حمایت از اقتصاد کشور و حفظ ارزش پول ملی اعمال میشود. این سیاستها در درون خود راهکارهایی هستند که دولتها برای کاهش تورم یا خروج از رکود استفاده میکنند. سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی، یک شمشیر دولبه برای ایجاد ثبات در اقتصاد محسوب میشوند که استفاده یکطرفه از آن به سیستم مالی و ارزش پول ملی آسیب میزند. این سیاستها باید بهطور مداوم با ارزیابیها و گزارشهای دورهای تغییر کنند تا بهترین نتیجه را برای اقتصاد داشته باشند. در این مقاله به سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی اشاره کردیم و با ابزارهای اجرای آن آشنا شدیم.
بروکر اپوفایننس در میان بروکرهای فارکس، اعتبار بسیار بالایی دارد. این اعتبار بهدلیل سابقه و خدماتی است که به مشتریان خود ارائه میدهد. در این کارگزاری میتوانید تمامی ابزارهای معاملاتی، از جمله کالاها، ارزهای دیجیتال، ارزهای فارکس و سهامهای بینالمللی را با کمترین کارمزد خریدوفروش کنید. خدمات سوشال ترید و کپی ترید، از دیگر امکاناتی است که این بروکر به کاربران ایرانی خود ارائه میدهد.
زمانی که نرخ بهره کاهش پیدا میکند، سود سرمایهگذار از سپرده بانکی کم میشود. برای همین سرمایهگذار اقدام به خارجکردن پول از بانک میکند تا بتواند در یک کسبوکار سودده سرمایهگذاری کند. همین اتفاق در سطح کلان کشور باعث سرمایهگذاریهای بزرگ در صنایع و کسبوکارها میشود که رشد اقتصادی را تضمین میکند.
چرا باید سیاست های انقباضی و انبساطی بانک مرکزی بهطور دائمی تغییر کند؟
برای حفظ تعادل و ثبات در اقتصاد، بانکهای مرکزی بهطور مداوم باید سیاستهای پولی خود را تغییر دهند. اگر اقتصاد دچار تورم شود، نیازمند سیاست پولی انقباضی هستیم تا پول در گردش را کاهش دهیم. همچنین اگر دچار رکود و افزایش نرخ بیکاری شویم، باید بهدنبال سیاستهای انبساطی باشیم تا با تزریق پول به اقتصاد، رشد کسب وکارها را تضمین کنیم. این تصمیمات بهطور مداوم روی زندگی و رفاه مردم تاثیرگذار است و نمیتوان برای مدت زیادی از یک نوع سیاست استفاده کرد.
تاثیر سیاست های انقباضی بانک مرکزی بر ارزش پول ملی چگونه است؟
سیاستهای انقباضی باعث افزایش ارزش پول ملی میشود و سیاستهای انبساطی ارزش آن را کم میکند. بانکهای مرکزی برای آنکه به توسعه و ثبات رشد اقتصادی کمک کنند، با اعمال این سیاستها گاهی ارزش پول ملی را کاهش میدهند و به کسبوکار کمک میکنند و گاهی نیز با افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم ارزش پول ملی را بالا میبرند.
شناسایی نقاط شکست قیمت، یکی از مهمترین مهارتهای معاملهگری است، زیرا فرصتهای معاملاتی مناسبی را ایجاد میکند. شکستهای قوی در روند قیمت باعث نوسان شدید میشوند و معاملهگر میتواند با ورود به آنها سود خوبی کسب کند. برای اندازه گیری قدرت شکست و ورود به معامله، باید بدانید که در چه ناحیهای از نمودار قیمت هستید تا بتوانید بهترین واکنش را داشته باشید. در این مقاله از مجله اپوفایننس بهترین بروکر ایرانی به بررسی انواع شکست در قیمت و ابزارهای شناسایی قدرت شکست میپردازیم، پس با ما همراه باشید.
شکست در قیمت به چه معنی است؟
«شکست» یا «بریک اوت» (Breakout) یک اصطلاح در بازارهای مالی برای توصیف وضعیتی است که در آن، قیمت یک ناحیه حمایتی یا مقاومتی را میشکند. به چنین وضعیتی که قیمت یک سطح مهم را میشکند و به بالا یا زیر آن نفوذ میکند، شکست قیمت میگویند. در کنار شکست قیمت از اصطلاح «شکست روند» نیز گاهی استفاده میکنند و به وضعیتی اطلاق میشود که قیمت نمیتواند روند اصلی خود را ادامه دهد و معکوس میشود. در چنین حالتی قیمت خط روند خود را میشکند و «شکست روند» اتفاق میافتد.
همانطور که در بالا اشاره شد، دو نوع شکست وجود دارد که اولی «شکست قیمت» و دومی «شکست روند» است. در واقع شکست قیمت در ادامه روند اتفاق میافتد و باعث ادامهدارشدن روند میشود، اما شکست روند، باعث معکوسشدن قیمت میشود و آن را از روند خارج میکند. برای شناسایی این دو شکست و نحوه معامله با آنها باید بتوانید قدرت شکست را اندازهگیری کنید. اندازه گیری قدرت شکست میتواند به شما در شناسایی موقعیتهای معاملاتی و کاهش ریسک کمک کند. هرچه میزان قدرت یک شکست بیشتر باشد، امکان حرکت قیمت در مسیر شکست بیشتر میشود.
انواع شکست در قیمت
شکست قیمت یا ادامهدهنده: در این شکست، قیمت با برخورد به یک سطح حمایتی یا مقاومتی استاتیک از آن عبور میکند و پس از تکمیل پولبک به مسیر خود ادامه میدهد. در واقع اگر قیمت در یک روند صعودی باشد و به یک ناحیه مقاومتی برسد، این سطح را میشکند و به بالای آن نفوذ میکند. در یک روند نزولی نیز قیمت پس از شکست سطح حمایتی به زیر آن میرود.
شکست روند یا بازگشتی: در این نوع شکست، قیمت با برخورد به یک سطح حمایتی یا مقاومتی استاتیک از آن عبور نمیکند و برمیگردد. با بازگشت قیمت از سطوح استاتیک، قیمت سطوح داینامیک حمایتی یا مقاومتی خود را میشکند و روند را معکوس میکند. در واقع قیمت در یک روند صعودی با برخورد به مقاومت استاتیک، تغییر مسیر میدهد و نزولی میشود و با رسیدن به حمایت داینامیک خود آن را میشکند. در چنین حالتی شکست روند اتفاق افتاده است. اگر قیمت در یک روند نزولی با برخورد به سطح حمایتی نتواند آن را بشکند، معکوس میشود و سطح مقاومت داینامیک خود را میشکند. در این وضعیت خط روند نزولی شکسته است و روند صعودی میشود.
اندازه گیری قدرت شکست میتواند به شما در شناسایی موقعیتهای معاملاتی و کاهش ریسک کمک کند.
برای اندازه گیری قدرت شکست در قیمت و نمودار، راههای مختلفی وجود دارد. یکی از آسانترین راهها استفاده از ابزارهای تکنیکالی است. ابزارهای تکنیکالی شامل اندیکاتورهایی میشود که قدرت قیمت و شکست را نشان میدهد. در کنار ابزارها میتوانیم از روشهای تکنیکالی نیز استفاده کنیم. روشهای تکنیکالی، شامل استفاده از خط روند و الگوهای کندلی است.
ابزارهای تکنیکالی اندازه گیری قدرت شکست
معمولا ابزارهای تکنیکالی که به اندیکاتورها معروف هستند، میتوانند بهتر از روشهای دیگر قدرت را در قیمت نشان دهند. دلیل این امر، استفاده از دادههای ریاضی و محاسباتی است که میتواند میزان قدرت شکست را به درستی اندازهگیری کند و در روش تکنیکی بیشتر احتمالات کاربرد دارند. بهترین اندیکاتورهای قدرت شکست «مکدی» (MACD) و «آر اس آی» (RSI) هستند.
اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی واگرایی (MACD): اندیکاتور مکدی از بهترین اندیکاتورهای شناسایی روند و مومنتوم قیمت است که با نمایش قدرت قیمت بهصورت هیستوگرام میتواند به تریدرها، قویبودن یا ضعیفبودن حجم و قیمت را گوشزد کند. کار با اندیکاتور مکدی ساده است و فقط باید هیستوگرام و خاصیت آن را بشناسید. زمانی که هیستوگرام قوی است، مومنتوم قیمت زیاد است و روند قوی حرکت میکند. زمانی که مومنتوم ضعیف میشود، قیمت نیز از خود ضعف نشان میدهد. با درک این نکات میتوانید ادامهدار بودن روند یا بازگشت آن را به خوبی شناسایی کنید و مطابق با آن وارد معامله شوید. در تصویر زیر به خوبی شکست قیمت بهدلیل وجود واگرایی قابل مشاهده است و میتوان به راحتی اندازه گیری قدرت شکست را انجام داد. واگرایی یکی از نشانههای شکست قیمت است که در آن اندیکاتور مکدی خلاف جهت کندلهای نمودار حرکت میکند. در چنین شرایطی شکست قیمت اتفاق میافتد و برای درک آن باید واگراییهای مثبت و منفی را در نمودار پیدا کنید.
واگرایی در اندیکاتور مکدی و روند قیمت
اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (RSI): همانطور که از نام شاخص قدرت نسبی پیداست، این اندیکاتور قدرت و ضعف را در قیمت نمایش میدهد. اگر این اندیکاتور را در نمودار خود فعال کنید، خواهید دید که قیمت در نقاط اشباع دچار ضعف میشود و پس از آن اصلاح اتفاق میافتد. همچنین اگر قیمت در محدوده اشباع اندیکاتور شاخص قدرت نسبی نباشد، امکان ادامهدار بودن روند وجود دارد. نقاط اشباع نقاطی هستند که معاملهگران احساس میکنند دیگر سهم ارزنده نیست (اشباع خرید و محدوده مقاومتی) یا سهم ارزش خرید دارد (اشباع فروش و محدوده حمایتی) و مطابق با این نظرات وارد معامله میشوند. اگر معاملهگران به این نتیجه برسند که یک سهم ارزنده نیست، آن را میفروشند و با اضافهشدن خریداران به فروشندگان، فشار خرید کاهش پیدا میکند و فشار فروش بیشتر میشود. از طرفی اگر معاملهگران ارزش یک سهم را بیشتر از چیزی بدانند که هست، شروع به خرید میکنند. در این صورت فروشندگان به صف خریداران میآیند و شروع به خرید میکنند. با افزایش خریداران، اشباع فروش تمام میشود و فشار خرید افزایش پیدا میکند. برای اندازه گیری قدرت شکست در قیمت باید به شاخص RSI بسیار توجه کنید و مطابق با توضیحات بالا وارد معامله شوید. این شاخص شکست قیمت را زمانی نشان میدهد که قیمت در ناحیه اشباع وجود ندارد و امکان ادامه روند نسبت به بازگشت آن محتملتر است. همچنین نباید فراموش کنید که نقاط اشباع خرید و فروش باعث شکست قیمت میشوند و روند اصلی آن را میشکنند.
واگرایی در اندیکاتور شاخص قدرت نسبی
روشهای تکنیکالی اندازه گیری قدرت شکست
در تحلیل تکنیکال روشهای متنوعی برای شناسایی روند وجود دارد، اما این روشها نمیتوانند به خوبی قدرت روند و شکست قیمت را اندازهگیری کنند. معمولا تریدرها از روشهای معاملهگری در کنار اندیکاتورها برای شناسایی قدرت شکست و روند استفاده میکنند. دو روش عالی برای بررسی روند و شکست آن، استفاده از خط روند و الگوهای کندلی است. شکل تشکیل کندل میتواند بهعنوان قدرت کندل و شکست یک ناحیه در نظر گرفته شود، اما به اندازه کافی معتبر نیست.
خط روند: خط روند به خطوطی گفته میشود که روند قیمت را مشخص میکنند و شکست آنها میتواند باعث بازگشت قیمت شود. ترکیب خطوط روند و کندلی که این خطوط را میشکند، میزان قدرت شکست را نیز مشخص میکند. در این صورت به راحتی میتوان اندازه گیری قدرت شکست را انجام داد. برای مثال اگر یک کندل قیمت با بدنه کامل و قوی از خط روند عبور کند، نشانه قدرت خریداران یا فروشندگان در شکستن خط روند است. البته شکستن خط روند و ادامهدار بودن این شکست به کندلهای قدرتمند بعدی بستگی دارد، اما کندل شکست یک نشانه برای قدرت یا ضعف شکست قیمت محسوب میشود.
شکست خط روند با کندل قدرتمند
الگوهای کندلی: معمولا الگوهای کندلی برای شناسایی روند قیمت یا بازگشت آن استفاده میشوند، اما از همین الگوها میتوان برای شناسایی ضعف یا قدرت شکست در قیمت استفاده کرد. زمانی که یک الگوی کندلی ادامهدهنده در یک روند تشکیل میشود، نشاندهنده قدرت معاملهگران در ادامه دادن روند است و زمانی که الگوی کندلی بازگشتی در نقاط حمایت یا مقاومت تشکیل میشود، نشاندهنده ضعف معاملهگران است که احتمال ضعف روند را افزایش میدهد.
اندازه گیری قدرت شکست در قیمت به ما کمک میکند تا بتوانیم آینده قیمت را بهآسانی شناسایی کنیم و مطابق با آن وارد معامله شویم. با کمک ابزارهای تکنیکالی مانند میانگین متحرک همگرایی و واگرایی یا اندیکاتور شاخص قدرت نسبی، امکان اندازه گیری قدرت شکست راحتتر انجام میشود و از طرفی سرعت تحلیل ما را افزایش میدهد.
برای انجام معاملات در بازارهای مالی، بهترین کارگزاری که امکانات فراوان و بینظیر ارائه میدهد، بروکر اپوفایننس است. کاربران ایرانی میتوانند در این کارگزاری تمامی ابزارهای معاملاتی، از جمله ارزهای فارکس، کالاها، سهامهای بینالمللی و ارزهای دیجیتال را با کمترین اسپرد و کمیسیون معامله کنند. خدمات سوشال ترید و کپی ترید بدون پرداخت کارمزد، از دیگر امکانات بروکر اپوفایننس است.
با اندازهگیری قدرت در شکست میتوانیم آینده قیمت را پیشبینی کنیم و معاملات خود را مطابق با آن انجام دهیم.
واگرایی مثبت و منفی در اندیکاتور شاخص نسبی چیست؟
زمانی که شاخص قدرت نسبی در حال کاهش است اما قیمت افزایش پیدا میکند، واگرایی منفی رخ میدهد و به زودی روند نزولی میشود. همچنین زمانی که قیمت در حال کاهش است اما شاخص قدرت نسبی افزایش پیدا میکند، واگرایی مثبت رخ میدهد و بهزودی روند صعودی میشود.
رابطه مومنتوم در اندیکاتور مکدی با روند قیمت چیست؟
مومنتوم با روند رابطه مستقیم دارد. هرچه مومنتوم قویتر شود، قیمت نیز روند خود را ادامه میدهد و ضعف در مومنتوم بهزودی ضعف در روند را آشکار میکند.
همه معاملهگران دوست دارند بدانند قیمت تا کجا پایین میآید یا چقدر صعود میکند. دانستن نقاط مقاومت در هنگام صعود قیمت و محدوده حمایت در هنگام نزول آن، از مهارتهای کلیدی برای معاملهگران محسوب میشود و به آنها در شناخت نقاط مهم برگشت قیمت کمک میکند. بازار رنج وضعیتی در قیمت است که معاملهگران میتوانند محدودههای حمایت و مقاومت را بهراحتی با کمک پیوت پیدا کنند. جهت آشنایی با نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج و نحوه خریدوفروش سهام با آنها، در ادامه این مقاله با ما همراه باشید.
نقاط پیوت چیست؟
Pivot Points یا نقاط پیوت، به سطوحی در نمودار گفته میشود که مانند محدودههای حمایت و مقاومت، قیمت به آنها واکنش نشان میدهد. قوانین معاملاتی با نقاط پیوت بسیار شبیه به روش معاملاتی با سطوح حمایت و مقاومت است. معاملهگران روزانه این سطوح را بهعنوان نقاط کلیدی برای ورود و خروج از معاملات در نظر میگیرند. نقاط پیوت در پایین قیمت، باعث حمایت از آن میشود و جلوی کاهش بیشتر قیمت را میگیرد. همین نقاط اگر در بالای قیمت وجود داشته باشد، مانند یک سطح مقاومتی مانع از رشد بیشتر قیمت میشود.
روش محاسباتی سطوح پیوت
روش محاسبه سطوح پیوت یا نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج بسیار آسان است و میتوانید بهراحتی این نقاط را در نمودار شناسایی کنید. برای محاسبه نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج به سه قیمت (بالاترین قیمت، پایینترین قیمت و قیمت بستهشدن) به یک کندل (مثلا کندل 4 ساعته) نیاز دارید.
بازار رنج (Range) به وضعیتی در قیمت میگویند که نمودار یک سهم، سقف و کف مشخص و نزدیک به هم دارد. بهاین صورت که قیمت با برخورد به یک ناحیه حمایتی رشد میکند و زمانی که به یک مقاومت میرسد، کاهش پیدا میکند. دامنه نوسان قیمت در بازار رنج بسیار کم است و به اصطلاح قیمت در یک محدوده قیمتی گرفتار شده است. برای آنکه قیمت بتواند یک روند صعودی یا نزولی قوی را دنبال کند، باید این سطوح حمایت یا مقاومت در بازار رنج را بشکند.
نقاط پیوت در بازار رنج به نقاطی گفته میشود که قیمت را در محدوده بسیار کم نگه میدارد و مانع از رشد یا کاهش زیاد آن میشود. بازار رنج معمولا زمانی تشکیل میشود که معاملهگران دچار سردرگمی هستند و نمیدانند قیمت را به کدام سمت حرکت دهند. در این وضعیت، نقاط پیوت معمولا برای معاملهکردن مناسب هستند، زیرا بهراحتی نقاط معکوس قیمت را مشخص میکنند.
تعیین نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج کار راحتی است و فقط به آشنایی شما با فرمول سطوح پیوت نیاز دارد.
استفاده از نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج
همانطورکه در بالا اشاره شد، نقاط پیوت برای قیمت مانند سطوح حمایت و مقاومت عمل میکنند و باعث واکنش آن میشوند. تعیین نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج کار راحتی است و فقط به آشنایی شما با فرمول سطوح پیوت نیاز دارد. اگر میخواهید راحتتر عمل کنید، پیشنهاد میکنیم از اندیکاتور نقاط پیوت (Pivot Points Standard) استفاده کنید. با این اندیکاتور دیگر نیازی به انجام محاسبات نیست و با فعالکردن آن میتوانید نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج را در چارت ببینید.
برای فعالکردن اندیکاتور نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج در بخش اندیکاتورهای تریدینگ ویو (Trading View)، عبارت Pivot Points را جستجو کنید. در بخش تنظیمات میتوانید نقاط مقاومت و حمایت را تا 5 سطح افزایش دهید و همچنین رنگ خطوط را سفارشیسازی کنید. در تصویر زیر این اندیکاتور و سطوح مختلف حمایت و مقاومت پیوت مشخص شده است.
زمانی که قیمت به نزدیکی حمایت و پیوت حمایتی میرسد، وارد معامله خرید شوید و حدضرر خود را در زیر دومین پیوت حمایتی (S2) قرار دهید.
زمانی که نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج را با اندیکاتور Pivot Points Standard مشخص کردید، میتوانید با تعیین محدودههای حمایت و مقاومت، وارد معامله سهام یا ارز مورد نظر شوید. در تصویر زیر محدودههای حمایت و مقاومت و نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج مشخص شده است. برای معامله با نقاط پیوت، زمانی که قیمت به سطوح حمایت یا مقاومت میرسد و محدودههای پیوت نیز در این سطوح قرار دارند، میتوانید با برخورد قیمت به این سطوح وارد معامله شوید.
زمانی که قیمت به نزدیکی حمایت و پیوت حمایتی میرسد، وارد معامله خرید شوید و حدضرر خود را در زیر دومین پیوت حمایتی (S2) قرار دهید. برای معامله با نقاط مقاومتی پیوت، کافی است قیمت به نزدیکی این مقاومت برسد. در این صورت میتوانید وارد معامله فروش شوید. حدضرر خود را در منطقه مقاومت کمی بالاتر از دومین پیوت مقاومتی (R1) قرار دهید. در بازار رنج به خوبی خواهید دید که قیمت با برخورد به نقاط اول حمایت و مقاومت پیوت بازمیگردد.
برای آنکه بتوانید نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج را بشناسید و با سطوح پیوت در بازار فارکس معامله کنید، بهتر است در زمان انتشار اخبار معامله نکنید.
بررسی سطوح پیوت در بازار فارکس
بازار فارکس نسبت به ارزهای دیجیتال از نوسانات کمتری برخوردار است و همین موضوع باعث میشود تا نقاط پیوت روزانه در چارت ارزهای فارکس مورد اعتمادتر باشد. با این حال این بازار نیز در زمانی که اخبار مهم اقتصادی منتشر میشود، نوسانهای شدیدی را تجربه میکند که برای تریدرهای تازهکار مناسب نیست.
برای آنکه بتوانید نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج را بشناسید و با سطوح پیوت در بازار فارکس معامله کنید، بهتر است در زمان انتشار اخبار معامله نکنید. همچنین در روزهای عادی، اندیکاتور پیوت را با سایر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال ترکیب کنید تا بتوانید فرصتهای معاملاتی بهتری را پیدا کنید.
بررسی نکات مهم استفاده از پیوت پیونتها
اولین نکته در استفاده از پیوت پوینتها، آشنایی دقیق با سطوح مختلف حمایت و مقاومت در آنها است. سطوح اول و دوم و سوم پیوت میتوانند قیمت را معکوس کنند، اما این بازگشت قیمت به حضور نقطه پیوت در یک منطقه حمایتی یا مقاومتی بستگی دارد. معمولا با ترکیب محدودههای حمایت و مقاومت و نقاط پیوت، شناسایی سطوح بازگشت قیمت آسانتر است و میتواند ریسک معاملاتی شما را کاهش دهد.
نکته دوم ترکیب چند اندیکاتور دیگر در کنار نقاط پیوت است که به شما کمک میکند تا نقاط ورود و خروج دقیقتری برای معاملات خود پیدا کنید. برای مثال اندیکاتور RSI یا MACD که نقاط اشباع خریدوفروش را نشان میدهند و معکوسشدنهای قیمت را مشخص میکنند، گزینههای مناسبی برای ترکیب با نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج محسوب میشوند.
بازار فارکس نسبت به ارزهای دیجیتال از نوسانات کمتری برخوردار است و همین موضوع باعث میشود تا نقاط پیوت روزانه در چارت ارزهای فارکس مورد اعتمادتر باشد.
نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج گزینه مناسبی محسوب میشوند، زیرا چند سطح حمایتی و مقاومتی قیمت را مشخص میکنند. این نقاط به شما در شناسایی نقاط ورود و خروج مناسب کمک میکنند، اما فراموش نکنید که نباید به تنهایی نقاط پیوت را ملاک معاملات خود قرار دهید. بهتر است برای استفاده از نقاط پیوت برای معامله در بازار رنج، چند اندیکاتور دیگر را نیز با آن ترکیب کنید. اندیکاتورهایی مانند میانگین متحرک (MA)، شاخص قدرت نسبی (RSI) و MACD از بهترین گزینههای ترکیب با Pivot Points محسوب میشوند.
بهترین بروکر برای معامله با نقاط پیوت در بازار رنج، بروکر اپوفایننس است. این بروکر با ارائه پلتفرم معتبر و جامع معاملهگری، تمامی نیازهای شما برای ورود به دنیای بازارهای مالی را برطرف میکند. این کارگزاری همه ابزارهای معاملاتی، از جمله ارزهای دیجیتال، فارکس، کالاها و سهامهای بینالمللی را با کمترین کارمزد و کمیسیون ارائه میدهد.
در دنیای مالی، اسمارت مانی نقشی کلیدی در شکلدهی به روندهای بازار ایفا میکند. این اصطلاح به سرمایهای اشاره دارد که توسط افرادی با دانش عمیق و دسترسی به اطلاعات دقیق، مدیریت میشود. در این مقاله از مجله بروکر فارکس اپوفایننس به بررسی ایندیوسمنت در اسمارت مانی میپردازیم. ما به کاوش در مورد idm در اسمارت مانی خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه ایندیوسمنت میتواند بهعنوان یک ابزار قدرتمند برای ایجاد تله در پورتفویهای سرمایهگذاری عمل کند.
ایندیوسمنت در اسمارت مانی
اصطلاح Inducement در بازارهای مالی، میتواند به استراتژیهایی اشاره کند که در آنها، نقدینگی بهعنوان یک وسیله برای ایجاد تلههای قیمتی استفاده میشود. این تلهها اغلب توسط بازیگران بزرگ بازار طراحی میشوند تا معاملهگران کمتجربهتر را فریب دهند. این تریدرهای بزرگ با استفاده از حجمهای سنگین معاملاتی، میتوانند باعث ایجاد تغییرات مصنوعی در قیمتها شوند که به نظر میرسد نشاندهنده یکروند واقعی در بازار است.
اما در واقع، این تغییرات قیمتی با هدف جذب معاملهگران کوچکتر به سمت معاملاتی است که ممکن است به ضرر آنها تمام شود. بهاینترتیب، Smart Money میتواند از این حرکات قیمتی برای خروج از موقعیتهای خود با سود بالا یا ورود به موقعیتهای جدید با قیمتهای بهتر استفاده کند. این روشها نیازمند دقت و توجه زیادی از سوی معاملهگران کوچکتر است تا از دامهای قیمتی اجتناب کرده و استراتژیهای معاملاتی خود را بر اساس تحلیلهای دقیق و منطقی بنا کنند.
idm در اسمارت مانی به دو نوع فرعی و اصلی تقسیم میشود. ایندیوسمنت در بازارهای مالی، میتوانند در قالبهای متنوعی ظاهر شوند، از جمله الگوهای قیمتی که بهطور ناگهانی و با دامنههای وسیع تغییر میکنند، حجم معاملاتی که به شکل غیرمعمولی افزایش یا کاهش مییابد یا اخبار و رویدادهای مهمی که میتوانند تأثیرات عمدهای بر جهتگیریهای بازار داشته باشند. این تغییرات که گاهی اوقات بهمنظور جلبتوجه سرمایهگذاران خرد و هدایت آنها به سمت معاملات خاص طراحی میشوند، میتوانند بهعنوان نشانههایی برای فعالیتهای اسمارت مانی تلقی شوند. این فعالیتها معمولاً با هدف ایجاد تغییراتی در بازار انجام میشوند که به نفع بازیگران بزرگ بازار است و میتوانند بهعنوان فرصتهایی برای کسب سود یا بهعنوان تلههایی برای ایجاد زیان در سرمایهگذاران خرد عمل کنند.
توانایی تفسیر صحیح آنها میتواند به معاملهگران کمک کند تا از دامهای مالی اجتناب کرده و استراتژیهای معاملاتی خود را بهگونهای تنظیم کنند که با دانش و آگاهی بیشتری به سمت موفقیت در بازارهای مالی پیش روند. بهطور معمول، دو نوع اصلی IDM وجود دارد:
توانایی تفسیر صحیح آنها میتواند به معاملهگران کمک کند تا از دامهای مالی اجتناب کنند.
ایندیوسمنت اصلی (Major Inducement)
ایندیوسمنت در اسمارت مانی که بهعنوان Major Inducement شناخته میشود، به حرکات قیمتی عمده و گاه ناگهانی اشاره دارد که توسط بازیگران بزرگ بازار، بهمنظور جلبتوجه و ایجاد واکنش در بین سرمایهگذاران خرد طراحی میشود و میتواند شامل تغییرات قابلتوجه در قیمتها، افزایش ناگهانی حجم معاملات، یا انتشار اخبار و اطلاعاتی باشد که بهطور مصنوعی بازار را تحتتأثیر قرار میدهد.
هدف، ایجاد یک واکنش هیجانی در میان سرمایهگذاران خرد است تا آنها را به انجام معاملاتی ترغیب کند که ممکن است در نهایت به نفع بازیگران بزرگ بازار باشد. این روشها اغلب بهعنوان بخشی از استراتژیهای معاملاتی پیچیدهتر و روانشناختی مورداستفاده قرار میگیرند که در آنها، بازیگران بزرگ بازار از دانش و اطلاعات خود برای تأثیرگذاری بر روندهای بازار و جذب سرمایهگذاران خرد به سمت معاملات خاص استفاده میکنند. در نهایت، ایندیوسمنت میتواند به شکلگیری الگوهای قیمتی منجر شود و معاملهگران خرد را به سمت تصمیمات معاملاتی غیرمنطقی سوق دهد.
تفاوت ایندیوسمنت اصلی و فرعی
ایندیوسمنت فرعی (Minor Inducement)
ایندیوسمنت فرعی ممکن است بهصورت تغییرات قیمتی کوچک و نامحسوس ظاهر شود که با هدف گمراهکردن سرمایهگذاران فردی برای وادارکردن آنها به انجام معاملاتی که به نفع آنها نیست، طراحی شدهاند. این نوع ایندیوسمنت فرعی بهعنوان بخشی از استراتژیهای پیچیدهتر بازاریابی یا تاکتیکهای فروش مورداستفاده قرار میگیرد که در آنها، اطلاعات نادرست یا گمراهکننده بهمنظور ایجاد یک تصویر غیرواقعی از وضعیت بازار به سرمایهگذاران ارائه میشود. این امر میتواند منجر به تصمیمگیریهای مالی نادرست و در نهایت، زیانهای اقتصادی برای سرمایهگذاران شود.
برای تشخیص ایندیوسمنت در اسمارت مانی، معاملهگران باید بهدنبال الگوهای تاثیرگذار بر روند بازار باشند.
روش تشخیص ایندیوسمنت در اسمارت مانی
برای تشخیص ایندیوسمنت در اسمارت مانی، معاملهگران باید بهدنبال الگوهای خاصی در نمودارهای قیمت و حجم معاملات باشند. این شامل تحلیل تغییرات ناگهانی در حجم معاملات، بررسی سطوح حمایت و مقاومت و توجه به اخبار و رویدادهایی است که میتوانند بر روند بازار تأثیر بگذارند.
همچنین، معاملهگران باید بهدنبال نشانههایی از فعالیتهای معاملاتی نامتعارف باشند که ممکن است نشاندهنده تلاش برای فریب دیگران باشد. این میتواند شامل معاملات بزرگ و ناگهانی یا تغییرات قیمتی غیرمنتظره بوده که با اخبار یا رویدادهای مهم بازار همخوانی ندارند. تجزیهوتحلیل دقیق و استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال، میتواند به معاملهگران کمک کند تا این الگوها را شناسایی کرده و از تصمیمات معاملاتی ناپخته اجتناب کنند.
تشخیص ایندیوسمنت در اسمارت مانی با لیکوئیدیتی
اصطلاح لیکوئیدیتی به میزان داراییهای نقدی در دسترس در بازار اشاره دارد که بهسرعت و بدون تأثیر قابلتوجه بر قیمتها معامله میشوند. این مفهوم که یکی از مؤلفههای کلیدی در تحلیل بازارهای مالی است، نشان میدهد بازار توانایی پذیرش حجم بزرگی از معاملات را بدون اینکه نوسانات قیمتی شدیدی را تجربه کند، دارد.
تشخیص ایندیوسمنت در اسمارت مانی با تله نقدینگی
در ادامه مقاله ایندیوسمنت در اسمارت مانی، به تله نقدینگی رسیدیم. مفهوم تله نقدینگی در بازارهای مالی به سناریوهایی اشاره دارد که در آن، معاملهگران بانفوذ و منابع مالی قابلتوجه که اغلب بهعنوان اسمارت مانی شناخته میشوند، اقداماتی را انجام میدهند که میتواند به فریب سایر معاملهگران منجر شود. این اقدامات معمولاً شامل ایجاد حرکات قیمتی مصنوعی است که به نظر میرسد نشاندهنده یکروند در بازار است، اما در واقع با هدف جذب سرمایهگذاران کمتجربهتر به معاملاتی است که ممکن است به ضرر آنها تمام شود. تله نقدینگی میتواند شامل تکنیکهایی مانند ایجاد حجمهای بزرگ معاملاتی در یک سطح قیمتی خاص برای جلبتوجه و سپس ناگهانی عقبنشینی از آن سطح قیمتی باشد که میتواند باعث ایجاد تغییرات قیمتی شدید و غیرمنتظره شود. این روشها میتوانند به ایجاد نوسانات قیمتی کاذب منجر شوند که سایر معاملهگران را به انجام معاملات زیانآور سوق دهد.
روش تشخیص ایندیوسمنت در اسمارت مانی
تحلیل تکنیکال
تحلیل تکنیکال یک روش مطالعه و ارزیابی بازارهای مالی است که بر پایه بررسی دادههای تاریخی و آماری مانند قیمتها و حجم معاملات استوار است. این رویکرد به معاملهگران کمک میکند تا الگوهای قیمتی و روندهای بازار را شناسایی کرده و بر اساس آنها تصمیمات معاملاتی آگاهانهتری بگیرند. تحلیلگران تکنیکال از انواع ابزارها و شاخصهایی استفاده میکنند تا حرکات و رفتارهای ‘اسمارت مانی’ را تشخیص دهند.
این شاخصها میتوانند شامل تجزیهوتحلیل حجم معاملات، مطالعه الگوهای نموداری، مانند سر و شانهها، پرچمها و همچنین استفاده از اندیکاتورهای فنی، مانند میانگینهای متحرک، RSI (شاخص قدرت نسبی) و MACD (اختلاف میانگین متحرک همگرا/واگرا) باشد. این تحلیلها به معاملهگران کمک میکنند تا نقاط ورود و خروج مطلوب را در بازارها پیدا کنند و از نوسانات قیمتی به نفع خود استفاده کنند. در نهایت، تحلیل تکنیکال میتواند بهعنوان یک ابزار مفید برای شناسایی فرصتهای معاملاتی که توسط ایندیوسمنت در اسمارت مانی ایجاد شدهاست، عمل کند.
برای افزایش دانش و مهارتهای خود در زمینههای تخصصی و شناسایی ایندیوسمنت در اسمارت مانی، شما میتوانید از مجموعه دورههای آموزشی پیشرفته و منابع متنوع استفاده نمایید. این دورهها به شما این امکان را میدهند تا با مفاهیم پیچیدهتر و عمیقتری مانند تشخیص idm در اسمارت مانی و استراتژیهای معاملاتی مرتبط با آن آشنا شوید. از طریق این دورهها، شما قادر خواهید بود تا دانش خود را بهطور مؤثری توسعه داده و در نهایت، تواناییهای تجاری خود را به سطح بالاتری برسانید.
اپوفایننس
بروکر اپوفایننس با ارائه آموزشهای عمیق و دقیق در مورد مفاهیم کلیدی مانند لیکوئیدیتی و ایندیوسمنت در اسمارت مانی، میتواند به معاملهگران کمک کند تا بازارهای مالی را بهتر درک کنند. بروکر اپوفایننس با فراهمآوردن وبلاگ آموزشی پیشرفته و ابزارهای تحلیلی پیچیده، به معاملهگران در شناسایی و درک الگوهای جریان نقدینگی و تلههای احتمالی بازار کمک میکند.
علاوهبر این، استفاده از اندیکاتورهای مخصوص میتواند به معاملهگران در تشخیص نقاط حیاتی نقدینگی که ممکن است در نمودارهای قیمتی ظاهر شوند، یاری رساند. این اندیکاتورها به معاملهگران اجازه میدهند تا بادقت بیشتری وارد معاملات شده و از دامهای مالی که ممکن است در مسیرشان قرار گیرد، اجتناب کنند.
در دنیای فارکس، امواج Complex نقش کلیدی در تحلیل بازار ایفا میکنند. این امواج که بر پایه نظریه موج الیوت شکلگرفتهاند، الگوهایی هستند که بهطور مکرر در نمودارهای قیمتی ظاهر میشوند و بازتابدهنده تعاملات بین خریداران و فروشندگان هستند. امواج کامپلکس بهدلیل ساختار درهمتنیده و چندلایهشان، تحلیلگران را قادر میسازند تا عمق بیشتری از بازار را درک کرده و پیشبینیهای دقیقتری ارائه دهند. در این مقاله از مجله اپوفایننس بهترین بروکر برای ایرانیان ما به بررسی این امواج پرداخته و نحوه تأثیرگذاری آنها بر استراتژیهای معاملاتی را مورد کاوش قرار میدهیم. با درک بهتر امواج کامپلکس، شما میتوانید از نوسانات بازار به نفع خود استفاده کرده و به موفقیتهای بزرگتری دست یابید.
امواج Complex چیست؟
در بازار فارکس، امواج کامپلکس در نظریهامواجالیوت به مجموعهای از الگوهای اصلاحی پیچیده اشاره دارد که از ترکیب دو یا سه موج اصلاحی ساده با یک یا دو موج واسط (x-wave) تشکیل شدهاند. این امواج میتوانند بهصورت ترکیبهای دوگانه یا سهگانه باشند که شامل ترکیبات مختلفی از موجهای اصلاحی ساده مانند تخت flat، زیگزاگ zigzag و مثلث triangle هستند.
یک قانون مهم در این زمینه وجود دارد که هیچ اصلاح پیچیدهای نمیتواند با یک مثلث شروع شود؛ هر ترکیب دیگری امکانپذیر است. امواج Complex میتوانند به اشکال مختلفی، مانند flat – x-wave – triangle، zigzag – x-wave – flat، و غیره تشکیل شوند. در این الگوها، طولموج x بسیار مهم است. بهعنوانمثال، در ترکیبهای دوگانه و سهگانه، zigzags دوگانه و سهگانه و flats دوگانه و سهگانه، موج x کوچک است؛ به این معنی که کمتر از 61.8٪ از اصلاح قبلی را پس میگیرد.
موجهای اصلاحی در امواج الیوت
موجهای اصلاحی در نظریه امواج الیوت بهعنوان الگوهایی سه موجی شناخته میشوند که در جهت مخالف روند بزرگتر حرکت میکنند. این موجها بهمنظور جداکردن دنبالکنندگان روند از پولشان وجود دارند. درحالیکه تنوع بیشتری نسبت به موجهای انگیزشی دارند، موجهای اصلاحی میتوانند بهصورت ترکیبی از الگوهای سه موجی نیز ظاهر شوند. بهطور خلاصه، حرکت در جهت روند بهصورت پنج موج و هر اصلاحی در برابر روند بهصورت سه موج (موج اصلاحی) است. حرکت در جهت روند بهعنوان ۱، ۲، ۳، ۴، و ۵ برچسبگذاری میشود.
اصلاح سه موجی بهعنوان a، b و c برچسبگذاری میشود. این الگوها میتوانند در نمودارهای بلندمدت و کوتاهمدت شناسایی شوند. ایدهآل این است که الگوهای کوچکتر در داخل الگوهای بزرگتر شناسایی شوند. هدف از موجهای اصلاحی، تثبیت موجهای انگیزشی قبلی و آمادهسازی برای حرکت بعدی در روند اصلی است. موج A اولین موج اصلاحی است و اغلب بهعنوان حرکتی در مقابل روند دیده میشود. انواع موجهای اصلاحی در نظریه امواج الیوت به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
زیگزاگ (Zigzag)
الگوی زیگزاگ در امواج Complex که در تحلیل تکنیکال مورداستفاده قرار میگیرد، دارای سه دسته متفاوت است: نوع اول، دوم و سوم. هر کدام از این انواع دارای ساختار خاص خود هستند که به ترتیب شامل پنج موج، سه موج و دوباره پنج موج هستند. این ساختارها بهگونهای طراحی شدهاند که به ترتیب از یک حرکت اصلی، یک اصلاح و دوباره یک حرکت اصلی تشکیل شدهاند. در نتیجه الگوی کلی که ایجاد میشود، نمایانگر یکروند کلی در بازار است که میتواند برای پیشبینی حرکات قیمتی آتی مورداستفاده قرار گیرد.
الگوهای زیگزاگ به ترتیب از یک حرکت اصلی، یک اصلاح و دوباره یک حرکت اصلی تشکیل شدهاند.
تخت (Flat)
در الگوی تخت، سه دستهبندی اصلی وجود دارد که عبارتاند از: فلت معمولی، فلت منبسط و فلت پیشرو. هر یک از این دستهها دارای ساختاری منحصربهفرد هستند که بر اساس ترکیبی از اعداد به ترتیب ۳، ۳ و ۵ تشکیل شدهاند. این اعداد نشاندهنده تعداد موجها یا حرکات قیمتی در هر بخش از الگو هستند که به ترتیب برای تکمیل یک دوره کامل از الگوی تخت نیاز است.
بهطور مثال در نوع معمولی، ابتدا یک حرکت قیمتی به سمت بالا رخ میدهد که شامل سه موج است، سپس یک حرکت اصلاحی به سمت پایین که شامل سه موج دیگر است و در نهایت، یک حرکت صعودی دیگر که پنج موج را در بر میگیرد تا الگو را تکمیل کند. این الگوها در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی کاربرد دارند و میتوانند بهعنوان ابزاری برای پیشبینی حرکات قیمتی آتی مورداستفاده قرار گیرند.
انواع الگوی تخت میتوانند بهعنوان ابزاری برای پیشبینی حرکات قیمتی آتی مورداستفاده قرار گیرند.
در امواج Complex، مثلثها الگوهایی هستند که بهعنوان نشانههایی از ادامه یا تغییر روند بازار شناخته میشوند. این الگوها معمولاً در نمودارهای قیمتی ظاهر میشوند و میتوانند به دو دسته اصلی تقسیم شوند: مثلث همگرا (Contraction Triangle) و مثلث واگرا (Expansion Triangle). همچنین، یک نوع متغیر به نام مثلث پیشرو (Running Triangle) وجود دارد که میتواند خصوصیاتی از هر سه نوع اصلی را در خود جای دهد.
در امواج Complex، مثلثها الگوهایی هستند که بهعنوان نشانههایی از ادامه یا تغییر روند بازار شناخته میشوند.
مثلث همگرا
مثلث همگرا بهعنوان یک الگوی مهم در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی شناخته میشود. این الگو نمایانگر دورهای از تراکم و فشردگی فعالیتهای معاملاتی بازار است که در آن، حجم معاملات کاهشیافته و قیمتها در یک محدوده باریکتر نوسان میکنند. این فرایند تراکم، معمولاً بهعنوان پیشزمینهای برای یک حرکت قیمتی قوی و معنادار در آینده تلقی میگردد. در طول این دوره، خطوط روند که از نقاط بالا و پایین قیمتها ترسیم میشوند، به هم نزدیکتر شده و بهتدریج یک مثلث را تشکیل میدهند که به سمت یک نقطه همگرا میرود.
مثلث همگرا معمولاً بهعنوان نشانهای از ادامه روند قبلی بازار تفسیر میشود. به این معنا که اگر بازار پیش از تشکیل مثلث در روند صعودی بوده است، انتظار میرود که پس از شکستهشدن مثلث به سمت بالا، روند صعودی ادامه یابد. به همین ترتیب، اگر روند قبلی نزولی بوده، پس از شکستهشدن مثلث به سمت پایین، روند نزولی ادامه خواهد یافت. بااینحال، مهم است که توجه داشته باشیم این الگوها همیشه قابلپیشبینی نیستند.
مثلث واگرا
مثلث واگرا یکی از الگوهای مهم در ساختارهای امواج Complex است که نشاندهنده افزایش نوسان و عدم اطمینان در بازار است. این الگو معمولاً در نمودارهای قیمتی به وجود میآید و میتواند بهعنوان یک سیگنال برای تغییر احتمالی در جهت روند فعلی بازار تلقی شود. مثلث واگرا میتواند در بالا یا پایین روند قبلی شکل بگیرد و معمولاً به این معنی است که فشار خرید یا فروش در حال افزایش است که میتواند منجر به شکست قیمتی قوی و تغییر در روند بازار شود.
مثلث واگرا میتواند به دو دسته تقسیم شود: مثلث صعودی و نزولی. مثلث صعودی معمولاً در یکروند صعودی شکل میگیرد و نشاندهنده ادامه روند صعودی است، درحالیکه مثلث نزولی معمولاً در یکروند نزولی شکل میگیرد و نشاندهنده ادامه روند نزولی است. بااینحال، هر دو نوع میتوانند نشاندهنده تغییرات احتمالی در روند باشند، بنابراین تحلیلگران باید به دیگر نشانههای بازار نیز توجه کنند تا تصمیمگیری دقیقتری داشته باشند.
مثلث پیشرو
الگوی مثلث پیشرو در امواج Complex که یکی از اشکال مهم در تحلیل تکنیکال محسوب میشود، بهعنوان نشانهای از ادامه روند موجود در بازارهای مالی شناخته میشود. این الگو معمولاً در جهت روند کنونی شکل میگیرد و میتواند بهعنوان یک دوره تثبیت قبل از ادامه حرکت قیمتی تلقی شود. وجود مثلث پیشرو اغلب نشاندهنده آن است که بازار هنوز به تصمیم قاطعی نرسیده و ممکن است شاهد نوسانات و تردیدهایی باشد؛
بااینحال، این الگو بیانگر آن است که روند اصلی همچنان پابرجاست و احتمالاً پس از پایان دوره تثبیت، حرکت قیمتی در همان جهت ادامه خواهد یافت. در نهایت، تشخیص دقیق این الگو و درک زمانبندیهای مرتبط با آن میتواند به معاملهگران کمک کند تا از فرصتهای موجود در بازار به نحو احسن استفاده نمایند.
ساختارهای امواج Complex پیچیده، به تحلیل دقیق و عمیق روندهای قیمتی در بازارهای مالی میپردازند.
موجهای اصلاحی کامپلکس یا پیشرفته
ساختارهای امواج Complex پیچیده که جزءلاینفک نظریه موج الیوت در بازار فارکس به شمار میروند، به تحلیل دقیق و عمیق روندهای قیمتی در بازارهای مالی میپردازند. این موجها که بهخاطر ساختار سه موجی خود شناخته شدهاند، در جهتی مخالف با موجهای انگیزشی (impulsive waves) حرکت کرده و بهعنوان نیروهای تعادلبخش در بازار عمل مینمایند. موجهای اصلاحی میتوانند در قالبهای ساده یا پیچیده ظاهر شوند که در موارد پیچیده، اغلب شامل تعداد بیشتری از موجهای انگیزشی هستند.
موجهای اصلاحی پیچیده معمولاً از ترکیب دو یا سه موج اصلاحی ساده تشکیل میشوند که توسط یک یا دو موج واسطهای که به آنها موج x گفته میشود، به یکدیگر متصل میگردند. این ترکیبات متنوع میتوانند شامل الگوهای مختلفی از موجهای اصلاحی ساده باشند که با استفاده از یک یا دو موج x به هم پیوند خوردهاند.
این الگوهای پیچیده نشاندهنده تغییرات عمیقتر و گستردهتری در بازار هستند و میتوانند بهعنوان سیگنالهایی برای تغییرات بزرگتر و مهمتر در روندهای قیمتی تلقی شوند. درک و تحلیل این موجها میتواند به معاملهگران کمک کند تا با دیدی بازتر و استراتژیکتر به تصمیمگیریهای معاملاتی خود بپردازند. برای مثال، یک موج اصلاحی پیچیده میتواند بهصورت زیر باشد:
موج صاف (flat) – موج x – موج مثلثی (triangle)؛
موج زیگزاگ (zigzag) – موج x – موج صاف؛
موج صاف – موج x – موج صاف؛
موج زیگزاگ – موج x – موج زیگزاگ – موج x – موج مثلثی؛
الگوهای کامپلکس پیشرفته از ترکیب امواج متعدد و کوچکتر ساخته شدهاند و میتوانند برای تحلیلگران فنی بهعنوان ابزاری برای شناسایی و پیشبینی حرکات قیمتی آتی استفاده شوند.
مثالی از امواج اصلاحی پیشرفته در نظریه الیوت
در نظریه موج الیوت، امواج کامپلکس پیشرفته بهعنوان الگوهایی تعریف میشوند که از ترکیبات بیشتری نسبت به امواج اصلاحی ساده برخوردار هستند. این الگوها میتوانند شامل زیگزاگهای دوتایی یا سهتایی باشند که در آنها دو یا سه الگوی زیگزاگ بهوسیله یک موج X کوچک به یکدیگر متصل میشوند. موج X معمولاً کوتاهتر از 61.8% از اصلاح قبلی است.
این الگوهای پیچیده نشاندهنده تغییرات عمیقتر و گستردهتر در بازار هستند و میتوانند بهعنوان نشانههایی برای تغییرات بزرگتر و مهمتر در روندهای قیمتی در نظر گرفته شوند که اغلب بهعنوان فرصتهای معاملاتی موردتوجه قرار میگیرند. این الگوها که از ترکیبات متعددی از امواج کوچکتر ساخته شدهاند، میتوانند برای تحلیلگران فنی بهعنوان ابزاری برای شناسایی و پیشبینی حرکات قیمتی آتی مفید باشند.
اپوفایننس، بهعنوان یک بروکر، ابزارها و خدماتی را ارائه میدهد که معاملهگران میتوانند برای تحلیل و پیشبینی بازارهای مالی با استفاده از نظریه موج الیوت بهکار ببرند. این خدمات شامل دسترسی به نرمافزارهای تحلیلی، اطلاعات بازار بهروز و امکان استفاده از اندیکاتورهای تخصصی مانند امواج الیوت میشود.
بنابراین اپوفایننس ابزارهای لازم برای تحلیل این امواج، ساختارهای کامپلکس و استفاده از آنها در استراتژیهای معاملاتی را فراهم میآورد. این امر به معاملهگران کمک میکند تا الگوهای قیمتی را شناسایی کرده و بر اساس آنها تصمیمات معاملاتی آگاهانهتری بگیرند. در نتیجه، خدمات اپوفایننس میتواند بهعنوان پلی بین دانش فنی معاملهگران و کاربرد عملی نظریه موج الیوت در بازارهای واقعی عمل کند.
الگوی خفاش یکی از انواع الگوهایی است که اغلب بر روی نمودارهای قیمتی کندل استیک به نمایش درمیآید. این الگو میتواند راهنمای مناسبی برای تریدرهایی باشد که قصد دارند بهصورت الگو محور ترید کنند. شما با داشتن اطلاعات دقیق درباره این الگو، میتوانید تریدهای خود را بهینه کنید و نهایتاً تصمیمات درستی در هنگام انجام معامله بگیرید. ما قصد داریم در این مقاله از مجله اپوفایننس بهترین بروکر ایرانی به بررسی نکات مربوط به Bat Patternدر تحلیل تکنیکال بپردازیم. با ما همراه باشید.
مشخصات الگوی خفاش
الگوی هارمونیک خفاش، یکی از محبوبترین الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال است. این الگوها از ترکیب اشکال هندسی و ابزارهای فیبوناچی برای پیشبینی روند قیمت حاصل میشوند. الگوی هارمونیک خفاش به دو شکل صعودی و نزولی ظاهر میشود.
الگوی هارمونیک خفاش صعودی به شکل حرف M و الگوی هارمونیک خفاش نزولی به شکل حرف W در نمودار قیمت پدیدار میشوند. این دو نمونه الگو، میتوانند تریدرها را به سوددهی بلند مدت برسانند. همچنین شما میتوانید بهعنوان یک تریدر حرفهای از این الگو در کنار استراتژی بهینه شده خود استفاده کنید.
انواع Bat Pattern
الگوی هارمونیک خفاش صعودی
در الگوی هارمونیک خفاش صعودی، روند قیمت از نقطه X به سمت نقطه A آغاز میشود و به رشد میپردازد. سپس، ما یک اصلاح از نقطه A تا نقطه B را مشاهده میکنیم که این اصلاح معادل ۰.۳۸۲ تا ۰.۵ موج XA است. پس از این اصلاح، قیمت به اندازه خط BC رشد خواهد کرد که نقطه C در سطوح اصلاحی ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ موج AB قرار دارد.
در نهایت، ما با افت قیمت توسط خط CD روبرو هستیم، که نقطه D در سطح اصلاحی ۱.۶۱۸ تا ۲.۶۱۸ موج BC قرار دارد. این نقطه همچنین در نسبت ۰.۸۸۶ موج XA قرار دارد. در این الگو، نقطه D بهعنوان ابتدای روند پرقدرت صعودی در نظر گرفته میشود و در این نقطه میتوان با ارسال سفارش خرید وارد معامله شد.
الگوی هارمونیک خفاش نزولی
در الگوی خفاش نزولی، موج اول با افت قیمت از نقطه X به سمت نقطه A شکل میگیرد. سپس، رشد قیمت از نقطه A تا نقطه B رخ میدهد که این حرکت صعودی در بین ترازهای معادل ۰.۳۸۲ تا ۰.۵ موج XA متوقف میشود.
بعد از این رشد، قیمت به اندازه خط BC نزول میکند که نقطه C در سطوح اصلاحی ۰.۳۸۲ تا ۰.۸۸۶ موج AB قرار دارد. جنبش نهایی این پترن، افزایش قیمت با CD است که نهایتا D بر روی اصلاحی ۱.۶۱۸ الی ۲.۶۱۸ موج BC، واقع میشود. در این حالت، D را ابتدای روند نزولی میدانیم و با باز کردن یک معامله سل به بازار ورود میکنیم.
روشهای ترکیب الگوی خفاش
ترکیب الگوی خفاش با امواج الیوت
ترکیب Bat Patternبا نظریه اموج الیوت میتواند بهعنوان یک روش تحلیلی موثر در بازارهای مالی مورد استفاده قرار گیرد. Bat Pattern معمولاً در انتهای یک روند شکل میگیرد و نشاندهنده آغاز برگشت روند است. حالت ایدهآل برای این الگو، شکلگیری آن در موجهای اول و دوم الیوت است. به این ترتیب، موج XA معادل موج ۱ و کل اصلاح ABCD موج دوم الیوت خواهد بود. البته مواردی که خارج از این چهارچوب اتفاق میافتد نیز معتبر هستند.
ترکیب الگوی هارمونیک خفاش با امواج الیوت
ترکیب الگوی خفاش با ترکیب فیبوناچی
در تصویر، روش ترکیب Bat Patternصعودی با سطح اصلاحی Fibo Retracement بهخوبی مشخص است. در این تصویر، اصلاح نقطه B در محدوده سطوح 38 تا 50 درصد موج XA، نقطه C نیز در بازه 38 تا 79 درصد موج BC و نقطه D در بازه 113 تا 162 درصد موج BC قرار دارد. در ادامه، جزئیات دیگری از مشخصات سطوح اصلاحی الگوی خفاش نزولی نمایش داده شده است.
در این روش، نباید منتظر شد تا قیمت بهطور دقیق به سطح اصلاح 89 درصد برسد، بلکه با مدیریت مناسب سرمایه، میتوانید بهصورت پلهای قبل از نزدیک شدن به محدوه PRZ وارد معامله شوید. این روش، نهتنها احتمال موفقیت معامله را افزایش میدهد، بلکه در مواجهه با تغییرات ناگهانی در روند بازار، از روند پرقدرت بازار بهره مند خواهید شد.
شناسایی Bat Pattern
برای شناخت الگوی خفاش صعودی، میتوانید از دو فاکتور ساده زیر استفاده کنید:
در پایان یک روند نزولی، الگو را جستجو کنید.
یک Fibo Retracement را از نقطه X به A کشیده و اطمینان حاصل کنید که نقطه B در سطح اصلاحی 89٪ و نقطه D در محدوده 113 تا 162٪ قرار دارد.
Bat Pattern نزولی، بهعنوان پایان یک روند صعودی شناخته میشود و نشانگر برگشت روند و فرصت معامله فروش است.
روش ورود به معامله با الگوی خفاش
بعد از شناسایی الگوی هارمونیک خفاش در نقطه D، آماده ورود به معامله شوید. حد ضرر باید چند پیپ قبل از نقطه D قرار گیرد. با توجه به اینکه سیگنالهای الگوهای هارمونیک پرقدرت هستند، نیازی به تعیین حد ضرر زیادی برای آنها نیست؛ زیرا اگر به درستی شناسایی شوند، بازار قطعاً در جهت تحلیل حرکت خواهد کرد.
حد سود اول باید از ۶۱.۸٪ فیبوناچی اکسپنشن مشخص شود. در این مرحله، اگر محافظهکار باشید، میتوانید سود را حفظ کنید یا بهصورت کامل از معامله خارج شوید. در صورتی که بازار مومنتوم قوی داشته باشد یا شما دارای ریسکپذیری بالایی باشید، میتوانید به تارگت دوم ادامه دهید.
حد سود دوم باید از ۱۰۰٪ فیبوناچی اکسپنشن مشخص شود. در این مرحله، میتوانید با اطمینان از معامله با سود مناسبی خارج شوید.
برای تعیین حد سود در الگوی هارمونیک خفاش، میتوانید از Fibo Expansion (فیبوناچی اکسپنشن) با انتخاب نقاط X، A و D برای رسم استفاده کنید. در تصویر زیر، نحوه رسم Fibo Expansion برای تعیین حد سود نشان داده شده است.
تعیین حد سود و ضرر در الگوی خفاش
همانطور که گفته شد، الگوی خفاش یکی از انواع الگوهای هارمونیک است که به تریدرها در جهت داشتن معاملاتی سودده کمک میکند. باید این نکته را در نظر داشته باشید برای اینکه در بازار فارکس و معاملات آنلاین به موفقیت بلندمدت برسید، باید از یک بروکر معتبر بهره ببرید. بروکر اپوفایننس یکی از بهترین بروکرهایی است که به تریدرهای ایرانی خدمات ارائه میدهد. این بروکر یک تیم پشتیبانی قوی دارد که سوالات تریدرها را به خوبی پاسخ میدهد.
اپوفایننس همچنین معاملات را با سرعت بالا انجام میدهد و اسپرد و کمیسیون کمی را برای معاملات در نظر گرفته است. همچنین میتوانیم به وضعیت رگولاتوری این بروکر نیز اشاره کنیم. اپوفایننس تحت نظارت نهادهایی است که فعالیت بروکرها را بهصورت دقیق رصد میکنند. در صورت بروز هرگونه مشکل، شما میتوانید با نهادهای مرتبط گفتوگو کنید. توجه داشته باشید که پیش از هرچیز باید از ریسک این بازار و معاملات آگاهی کامل داشته باشید.