این روزها در بازارهای جهانی، نگاه فعالان مالی و تریدرها بیش از پیش به آمارهای تورم، سیاستهای پولی بانکهای مرکزی و نبرد تعرفهای میان ایالات متحده و شرکای تجاری اصلیاش دوخته شده است. خبرها حکایت از آن دارد که آمار تورم ایالات متحده در ماه فوریه پایینتر از حد انتظار بوده و همین موضوع، جرقهای برای بازگشت نسبی شاخصهای مهم والاستریت از کفهای ششماهه شده است.

این در حالی است که سیاستهای تعرفهای دولت ایالات متحده به رهبری رئیسجمهور ترامپ، چشمانداز مبهمی برای اقتصاد جهانی ترسیم کرده است. در این مقاله خبری، تلاش شده تا نگاهی جامع به تحولات اخیر بورس آمریکا، نرخ تورم و واکنش بانکهای مرکزی، از جمله بانک مرکزی کانادا و ژاپن انداخته شود.
همچنین تأثیر تعرفهها و جنگ تجاری بر بازارهای سهام، قیمت ارزها و انتظارات تورمی مورد بررسی قرار میگیرد. در کنار این موارد، نگاهی خواهیم داشت به عملکرد سهام شرکتهای بزرگ فناوری، نظیر تسلا، انویدیا، اینتل و همچنین وضعیت ارزهای عمده نظیر دلار آمریکا، یورو و ین ژاپن. هدف ما این است که با ارائه تصویری کلی اما دقیق از وضعیت موجود، فرصتی برای تریدرها و سرمایهگذاران فراهم کنیم تا تصمیمات آگاهانهتری اتخاذ کنند.
بازگشت کوتاهمدت یا آغاز یک رالی بزرگ؟
گزارشهای اخیر نشان میدهد بعد از انتشار آمار تورم پایینتر از حد انتظار در ایالات متحده، شاخصهای سهامی S&P 500 و نزدک (Nasdaq) با رشد قابل توجهی مواجه شدهاند. نگرانی اصلی اما این است که این بازگشت، تا چه حد میتواند پایدار باشد.
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که آمار تورم، بخشی از معادله اقتصاد کلان ایالات متحده را تشکیل میدهد و عوامل دیگری مانند تعرفههای تجاری که ترامپ آنها را بهصورت «در لحظه» اعلام میکند، میتواند در کوتاهمدت شوکهای غیرقابل پیشبینی به بازار وارد کند.
نکته جالب توجه آن است که در همین اثنا، بانک مرکزی کانادا (BoC) برای هفتمین بار در طول ۹ ماه گذشته، نرخ بهره کلیدی خود را کاهش داده و آن را به ۲/۷۵ درصد رسانده است. این تصمیم از یک سو، تلاش میکند اثرات منفی ناشی از سیاستهای تجاری دولت آمریکا بر اقتصاد کانادا را کاهش دهد؛ اما از سوی دیگر، ممکن است فشارهای تورمی را در این کشور تشدید کند. چرا که رشد تعرفهها میتواند قیمت کالاهای وارداتی را بالا برده و زمینهساز افزایش قیمتها باشد. با این حال، مقامات کانادایی هشدار دادهاند که «یک بحران جدید» در کمین است. منظور از این بحران، افزایش هزینههای تمام شده کالاها و خدمات در پی تعرفههای فزاینده است.
جنگ تعرفهها: آتش زیر خاکستر بازارهای جهانی
یکی از مهمترین عواملی که در هفتههای اخیر موجب ایجاد تردید در بازارهای جهانی شده، جنگ تعرفهای میان ایالات متحده و شرکای تجاری بزرگ این کشور است. ترامپ تأکید دارد در صورت افزایش هر نوع تعرفه از سوی اتحادیه اروپا یا چین، آمریکا نیز مقابلهبهمثل خواهد کرد. جملۀ معروف او «هرچه آنها از ما بگیرند، ما هم از آنها میگیریم» بازارها را در نوعی فضای تنشآلود فرو برده است.
در حال حاضر، اتحادیه اروپا تهدید کرده که در واکنش به تعرفههای ترامپ روی فولاد و آلومینیوم، بر کالاهای آمریکایی به ارزش ۲۶ میلیارد یورو تعرفه متقابل اعمال خواهد کرد. همین موضوع باعث شده تا شرکتهای آمریکایی که بخشی از درآمدشان از صادرات به اروپا تأمین میشود، در وضعیت نااطمینانی قرار گیرند.
خردهفروشی بزرگی مثل والمارت (Walmart) هشدار داده است که با ادامه فضای غیرقابل پیشبینی تعرفهها، فشار بر هزینههای تأمین کالا افزایش و سودآوری کاهش مییابد. شرکت خطوط هوایی دلتا نیز اظهار کرده فضای ابهام جاری ممکن است برنامههای توسعهای آن را مختل کند.
تورم آمریکا کمتر از پیشبینی، اما تهدید تورم تعرفهای در کمین
انتشار آمار تورم پایینتر از انتظار در ایالات متحده، باعث شد تا فعالان بازار برای لحظاتی آسودهخاطر شوند؛ اما همزمان، تحلیلگران هشدار میدهند که تأثیر واقعی افزایش تعرفهها بر تورم، هنوز کاملاً در آمارها منعکس نشده است. ساختار تعرفهای به این صورت است که معمولاً افزایش هزینه واردات میتواند یک شوک تورمی به اقتصاد وارد کند، چرا که قیمت کالاهای وارداتی بالاتر میرود و در نهایت مصرفکننده باید این افزایش قیمت را بپردازد.
از سوی دیگر، اگر تورم واقعاً بالاتر برود، فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) در یک دوراهی سخت قرار خواهد گرفت. شرایطی که با عنوان «رکود تورمی» (Stagflation) شناخته میشود، میتواند هر سیاستگذار پولی را دچار چالش کند؛ چرا که سیاست کاهش نرخ بهره -که در حالت عادی برای تحریک رشد به کار میرود- ممکن است به تورم دامن بزند و سیاست افزایش نرخ بهره هم میتواند رشد اقتصادی را سرکوب کند. ترامپ اما نشان داده که در سیاستگذاریهای تجاری، انعطاف چندانی به خرج نمیدهد و همین امر، سایهای از تردید بر بازارها افکنده است.
غولهای فناوری در کانون توجه: صعود تسلا، انویدیا و اینتل
با وجود تمامی این عدم قطعیتها، سهام برخی از شرکتهای فناوری در آمریکا عملکرد خیرهکنندهای در جلسه معاملاتی اخیر داشتند. از جمله، تسلا با رشد ۷/۵۹ درصدی توانست بهترین عملکرد خود در دو ماه گذشته را ثبت کند. انویدیا نیز با ۶/۴۲ درصد افزایش ارزش سهام خود مواجه شد که بهترین روز در شش هفته اخیر برای این شرکت محسوب میشود. پالانتیر (Palantir) هم ۷/۱۷ درصد به ارزش سهام خود افزود.
از سوی دیگر، خبر انتصاب لیپ-بو تن (Lip-Bu Tan) بهعنوان مدیرعامل جدید اینتل، باعث شد ارزش سهام این شرکت در معاملات پس از بسته شدن بازار، ۱۲ درصد رشد کند. این نشان میدهد با وجود فضای بیثبات در بازار، همچنان اخبار مربوط به مدیریت و تحولات داخلی شرکتها میتواند تأثیر قابلتوجهی بر سهام آنان داشته باشد و به نوعی مسیر متفاوتی از کلیت بازار طی کنند.
تلاش ین ژاپن برای تثبیت مقابل دلار، سایه افزایش نرخ بهره در توکیو
در ژاپن نیز آمارها از افزایش تورم عمدهفروشی به ۴ درصد حکایت دارند که عمدتاً ناشی از افزایش هزینههای مواد اولیه است. این مسأله مجدداً بحث بر سر احتمال افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی ژاپن (BoJ) را زنده کرده است. نرخ بازده اوراق دولتی دهساله ژاپن (JGB)، در روزهای اخیر تا مرز بالاترین سطح ۱۶ ساله خود پیش رفت؛ نشانهای که میتواند خبر از انتظار بازار برای تغییر در سیاستهای فوق انبساطی بانک مرکزی ژاپن باشد.
ین ژاپن بهطور سنتی در شرایط نااطمینانی بینالمللی یک دارایی امن (Safe Haven) تلقی میشود؛ اما اگر بانک مرکزی این کشور نرخ بهره را افزایش دهد، احتمالاً شاهد تقویت بیش از پیش ین خواهیم بود که میتواند به صادرات این کشور ضربه وارد کند. بنابراین، مقامات ژاپنی در یک تنگنای کلاسیک قرار دارند: از یک سو تورم در حال افزایش است و کنترل آن نیازمند سیاستهای انقباضی است، و از سوی دیگر، صنایع صادراتی به پول ضعیفتر نیاز دارند تا رقابتپذیری بینالمللی خود را حفظ کنند.
آیا فدرال رزرو، تسلیم رکود تورمی خواهد شد؟
با توجه به اینکه رشد اقتصادی آمریکا در سایه تعرفههای ترامپ ممکن است دچار افت شود، بسیاری از کارشناسان انتظار داشتند فدرال رزرو مجبور به کاهش نرخ بهره در ماههای آتی شود. اما بُعد تورمی این جنگ تجاری، مسیر حرکت فدرال رزرو را پیچیده کرده است. اگر تورم بهدلیل افزایش هزینههای وارداتی رشد کند، کاهش نرخ بهره همزمان میتواند آتش تورم را شعلهورتر سازد.
از سوی دیگر، بالا بودن انتظارات تورمی خانوارها -که در آخرین بررسی دانشگاه میشیگان به شکل جهش از ۳/۳ درصد به ۴/۳ درصد نمود پیدا کرد- نشان میدهد مصرفکنندگان به سرعت تحتتأثیر جو تورمی قرار میگیرند. این امر میتواند پیشبینیناپذیری اقتصاد را دوچندان کند و کار را برای فدرال رزرو دشوارتر سازد. چه بسا درصورت پافشاری ترامپ بر افزایش تعرفهها، شاهد گذار از یک فضای صرفاً ضدتورمی به دوران رکود تورمی باشیم.
فرصت برای سرمایهگذاران ریسکپذیر یا دام آشکار؟
شرایط کنونی بازارهای جهانی، شبیه راه رفتن روی لبه تیغ است. سهامهای فناوری با وجود نوسانات بالا و ریسکهای محیطی، پتانسیل رشد کوتاهمدت خود را نشان دادهاند. در همین حال، بخش خردهفروشی و حملونقل، بهدلیل وابستگیشان به زنجیره تأمین بینالمللی و هزینههای واردات، مستعد ضربات ناشی از جنگ تعرفهای هستند. انتخاب میان ورود یا خروج از بازار برای بسیاری از تریدرها سخت شده است. برخی معتقدند این فضا فرصتی ایدهآل برای شکار سهامهای با ارزش است و برخی دیگر هشدار میدهند که خطر تشکیل حباب در شرایط عدم قطعیت موجود، بالاتر از هر زمان دیگری است.
همزمانی چند عامل مهم – از کاهش نرخ بهره بانک مرکزی کانادا گرفته تا احتمال افزایش نرخ بهره در ژاپن، سیاستهای تعرفهای متغیر ترامپ و گزارشهای تورمی متفاوت از پیشبینیها – موجب شده تا فضای فعلی بازارهای جهانی برای تریدرها و سرمایهگذاران بسیار پیچیده شود. از یک سو، سیگنالهای کوتاهمدتی مانند بهبود شاخصهای سهام آمریکا ممکن است روزنه امیدی باشد. از سوی دیگر، سایه سنگین جنگ تجاری و تورم تعرفهای، میتواند هر لحظه ورق را برگرداند.
بدون شک، مهمترین مسألهای که باید زیر نظر باشد، واکنش فدرال رزرو به ترکیب تورم و رکود احتمالی و همچنین، واکنش سایر بانکهای مرکزی جهانی است. اگر این نهادها سیاستهای انبساطی بیشازحد اتخاذ کنند، ریسک افزایش افسارگسیخته تورم را خواهیم داشت و اگر سیاستهای انقباضی در پیش بگیرند، ممکن است به کاهش رشد اقتصادی منجر شود.
در نهایت، جمله کلیدی بسیاری از تحلیلگران این است که «بازار در برزخ تصمیم قرار دارد» و معاملهگر هوشمند کسی است که ضمن تحلیل دقیق دادههای اقتصادی، از غافلگیریهای ناگهانی سیاستمداران نیز غافل نماند. چرا که همانطور که تجربه نشان داده، یک توییت یا یک تصمیم ناگهانی، میتواند بازی بازارهای جهانی را در یک روز بهطور کامل تغییر دهد.